بازی prototype

نقد و برسی بازی Prototype


نقد و برسی بازی Prototype

Prototype یکی از حیرت انگیز ترین بازی های اصلی (بدون نسخه قبلی) است. این بازی که در ژانر اکشن و به سبک و سیاق بازی GTA هست در شهر New York City انجام میشود. شما در نقش Alex Mercer دیوانه که توانایی بالا رفتن از آسمان خراش ها ، نصف کردن بدن مردم و از این دست کارها را دارد ایفا نقش می کنید و در بین هرج و مرج شهر New York قرار دارید که یک ویروس باعث تغییر ژنتیکی مردم میشود و در این زمان جنگی بین نظامیان و مردم تغییر داده شده در میگیرد. Alex Mercer دانشمندی بزرگ است که قانون را زیر پا گذاشته و با مداخله در ژنتیک موجودات زنده و دست کاری آن ها موجوداتی با چثه دلخواه ایجاد می کند. گیمر میتواند ژن های موجودات را عوض کند و برای کسب قدرت باید از DNA موجودات دیگر استفاده کند که با این کار آن ها می میرند.

بازی در یکی از میدان های شهر New York به نام Times جریان دارد. صبح است و انبوه مردم که در حال انجام امور روزانه هستند همه جا دیده می شوند. مردم در حال راه رفتن ، رانندگی و خرید و فروش هستند. دوربین با نوسان یک منظره وسیع رو به نمایش در می آورد. چندین آسمان خراش با جزییات فراوان (به صورت بلادرنگ) که نوک آن ها از ابرها هم بالاتر رفته. ناگهان صدای بوق ماشین به صدا در می آید و در پی آن صدای آژیر ، مردم هراسان به این طرف و آن طرف می روند و فریاد می زنند همه جا هرج و مرج دیده می شود. احساس بودن در یک شهر واقعی به شما دست می دهد. حالا وقت نجات دادن جانتان هست. شما باید از روی ماشین هایی که تصادف کردند پریده و به یک جای امن برسید و حالا یک موجود عظیم الچثه به شکل یک حشره نمایان می شود و همه چیز را از بین می برد. مردم با اضطراب فرار میکنند. غول یک هلیکوپتر را منهدم می کند. نیرو های نظامی با تانک ها و فانتوم ها از راه می رسند و شروع به شلیک می کنند.

هدف شما در این لحظه از بین بردن تخم آن حشره بزرگ است و برای اولین بار به توانایی ها و قدرت Mercer پی می برید. با استفاده از توانایی shape-shifting ، Alex می تواند اندامش را چندین برابر بزرگ کرده و از استیل های مختلف استفاده کند. او برای دفاع از خودش به سمت موجود عظیم الچثه حمله میکند ولی با یک لگد به طرفی پرت می شود و اکنون دست Mercer به یک blade (شمشیر قوی) تبدیل شده و به غول ضربه میزند. ولی نیروهای نظامی از Alex حمایت نکرده و می خواهند او را هم از بین ببرند. او میدان Times را ترک کرده و در دام یک توطئه قرار می گیرد که می خواهد با مدرک بیگناهی خود را ثابت کند و برای این کار باید به تمام New York سر کشیده و به اکتشاف بپردازد.
Alex از توانایی های خاصی برخوردار است :یک گروه سرباز با تفنگ های M4 به سمت او یورش می برند ولی Alex به اهستگی حرکت کرده و با مشت خود به زمین می کوبد و بر روی زمین یک گودال به وجود می آید سپس تیغ هایی از زمین خارج شده و تمام سربازان را از بین میبرد. شما در این بازی به غیر از سربازان و دشمنانی که تغییر ژنتیکی داده اند با تانک ها و هلیکوپتر ها هم در جنگ هستید اما نکته جالب این است که می توانید هلیکوپتر ها و تانک ها را دزدیده و از آن ها استفاده کنید. Alexمی تواند با نیروهای خود به سرعت دنبال یک تانک دویده و سپس از آن بالا برود ، در تانک را باز کند و به داخل آن بپرد و کنترل تانک را به دست بگیرد. Alex می تواند مثل تانک ها با دست خود به سمت دشمانان آتش پرتاب کند. با کشتن مردم و دشمنان بدن آن ها به حالت مایع در آمده و از پاهای Alex بالا رفته و داخل بدنش می شوند. و شما م یتوانید از قابلیت های آن ها در هر زمان استفاده کنید. در بازی Prototype می توانید آزادانه ماموریت های جانبی را انتخاب کرده و آن ها را انجام دهید درست مثل دو بازی Hulk: Ultimate Destructionو Scarface که توسط شرکت سازنده ی Prototype یعنی Radical Entertainment ساخته شده و هر دو open-world بودند

بازی fifa10

می دانیم که شما هم از آن دسته طرفداران پر و پا قرص بازی های فوتبال هستید و  از جدید ترین نسخه فوتبال دنیای بازی ها که همان FIFA 10 باشد، به اندازه کافی لذت برده اید. حال برای آن دسته از دوستداران که تا الان موفق نشده اند این بازی را تهیه کنند و هم برای آن دسته ای که بازی را اجرا کرده اند اما به نکات ظریفش دقت کافی نکرده اند مروری بر ویژگی های بازی می اندازیم:

  

حتما می دانید که FIFA 10 متفاوت تر از همیشه ظاهر شده و همگان را با ویژگی هایی که در خود جای داده حسابی متحیر کرده است. اول آنکه بازی برای تمام پلتفرم ها منتشر شده و به هر دو سبک تک نفره و چند نفره قابلیت اجرا دارد. ناشر و سازنده آن هم EA Sports و EA Canada هستند. در کل عظیم ترین و پیشرفته ترین نسخه بازی فوتبال از لحاظ گرفتن حق امتیاز لیگ ها و تیم ها و بازیکنان همین عنوان است که توانسته حق امتیاز بیش از 500 تیم باشگاهی، 40 تیم ملی، 30 لیگ محبوب و معتبر، 42 Tournament و چند استادیوم مطرح فوتبال را در خود جای دهد.
 
بازی دارای ویژگی هایی مانند: نقل و انتقال بازیکنان، لیگ برتر اروپا، اسپانسری تیم ها، برنامه ریزی برای تیم ها و... است. Transfer System شامل جا به جایی بازیکنان است که تنها جنبه مالی در آن در نظر گرفته نشده و فاکتور هایی مانند شماره بازیکن در تیم، سطح راندمان و پتانسیل بازیکن و... در این قسمت بیشتر مطرح خواهد بود. در لیگ اروپا یا  لیگ قهرمانان هم زمانی که بازیکنان از لحاظ حضور در تیم ارتقا پیدا می کنند، می توانند در این لیگ ها شرکت داشته باشند. Team Sponsorها هم که به همان قضیه مالی تیم ها مربوط می شود و Board of Directors دو جنبه مالی (بودجه دستمزد، دستمزد سالیانه هر بازیکن، هزینه های باشگاهی که شامل خرید و فروش بازیکنان است) را در بر می گیرد.
 
متاسفانه در این شماره از FIFA تغییرات و تفاوت های عجیب و غریبی بین نسخه های پلتفرم های مختلف دیده می شود. بطور مثال اگر نگاهی به نسخه PC این بازی بیندازید در ابتدا فکر می کنید که در حال انجام یک FIFA 2000 هستید! یا در نسخه های PS2 و PSP با انیمیشن های کارتونی و فریمی افتضاح روبرو خواهید شد. اما در مورد نسخه های Xbox 360 و PS3 قضیه کاملا فرق می کند و انصافا بازی به لحاظ کیفیت یک سر و گردن بالاتر از بقیه نسخه ها ساخته شده است.
 
ویژگی هایی هم مانند Dribbling به بازی اضافه شده که شامل دریبل 360 درجه هم می شود. در FIFA 10 پاس کاری های بازیکنان بیشتر، جایگیری ها هوشمندانه تر، هوش مصنوعی بازیکنان افزایش قابل توجهی پیدا کرده و شوت زدن ها هم حرفه ای تر شده اند. سبک های مختلف دفاعی و رعایت اصول یک بازی دفاعی خوب از دیگر ویژگی های FIFA 10 است. از لحاظ گرافیکی باید بگوییم که شکل و شمایل بازیکنان بسیار بهتر نمایش داده می شود و روی جزئیات چهره و اندامشان کار شده است. صداگذاری ها هم در سطح کیفی قابل قبولیست و سر و صدای جمعیت و تماشاچی ها هیجان آور هستند.

بازي pes2010

ورزش فوتبال بدون شک یکی از پر طرفدارترین ورزش های دنیا است. ورزشی که ده ها هزار نفر را در ورزشگاه ها و میلیون ها نفر را در خانه ها دور هم جمع می کند. همه ساله نیز با شروع لیگ ها، تب فوتبال در بین طرفداران مختلف آغاز می شود. طرفدارانی که شب و روز آخرین اخبار تیم های محبوب و یا حوادث دنیای فوتبال را پی گیری می کنند و نسبت به آن ها واکنش های مختلف نشان می دهند. این ورزش به دلیل داشتن مخاطبان زیاد به یکی از پولساز ترین ورزش ها نیز تبدیل شده است. تبلیغات مختلف، تورنومنت های متعدد و خرید و فروش بازیکنان تنها بخش کوچکی از روند اقتصادی این ورزش را به نمایش می گذارد. اما همین مسئله نیز باعث شده تا شرکت های بازی سازی نیز به این ورزش رو بیاورند و هر ساله با شروع فصل جدید فوتبال یک نسخه جدید از بازی خود را به بازار عرضه کنند. شرکت های EA و Konami هر سال با عرضه نسخه جدیدی از عنوان محبوب خود که FIFA و PES نام دارد، هزاران نفر را به پای کنسول ها و کامپیوترهای شخصی می کشانند تا هیجان فوتبال را از زاویه ای دیگر دنبال کنند. بازی های FIFA و PES جزو آن دسته از بازی هایی هستند که طرفداران دو آتیشه خاص خود را دارند و هرگز این را نمی پذیرند که بازی آن ها در برابر بازی رغیب ضعیف تر باشد. حال که بازی FIFA 10 عرضه شد نوبت به بازی PES 2010 می رسد که خودی نشان دهد. این بازی مانند گذشته برای PS3، Xbox 360، PC و PSP عرضه شد.
 

گرافیک:

گرافیک بازی نسبت به نسخه گذشته تغییر چندانی نکرده و بر خلاف گفته های Konami که قبل از انتشار بازی از گرافیک فوق العاده بازی صحبت می کرد، چنین چیزی را در بازی شاهد نبودیم. گرافیک بازی در واقع همان گرافیک نسخه قبلی بازی است که تغییرات جزیی کرده است. اما یکی از مسائلی که این بار در این قسمت پیشرفت کرده است، طراحی صورت فوتبالیست های معروف است. اما مسئله اینجاست که فقط صورت آن ها به خوبی طراحی شده، ولی بدنشان تقریبا یک شکل هست! البته با توجه به اینکه شرکت Konami، مانند شرکت EA موفق نشده تا مجوز استفاده از بازیکنان زیادی را برای طراحی در بازی به دست آورد، به همین دلیل فقط بازیکنان سوپر استار فوتبال در این بازی به خوبی طراحی شده اند. طراحی ورزشگاه ها و جزئیات دیگر مانند نسخه های قبلی به خوبی طراحی شده اند.


موسیقی:

موسیقی بازی در سطح خوبی قرار دارد. همانند گذشته موسیقی مناسبی برای منوهای بازی استفاده شده است. یکی از مسائلی که به شدت در این سری از بازی ها مورد انتقاد قرار می گیرد و در این نسخه باز هم وجود دارد، گزارش ضعیف بازی در مقایسه با بازی FIFA است. از نکات خوبی که در این زمینه شاهد آن هستیم، صدایی است که در صحنه های حساس بازی از تماشاگران بازی گوش می رسد. همین مسئله باعث شده تا هیجان بازی چندین برابر شود. صدای هایی هم که گهگاه از گوشه و کنار زمین به گوش می رسند نیز باعث شده شرایط بازی واقعی تر به نظر برسد.
 

گیم پلی:

گیم پلی این بازی یکی از معدود نقاط قوت بازی به حساب می آید. بازیکنان بسیار نرم تر از گذشته می دوند و همین مسئله کمی کنترل بازیکنان را راحت تر کرده است. دقت پاس دادن ها و سانتر کردن ها در بازی کاملا به شرایط بازیکن بستگی دارد. بازیکن در شرایطی که تحت فشار از جانب بازیکن حریف باشد به دقت پاس نمی دهد و یا خوب سانتر نمی کشد. اما هر چه بازیکن به سمت مقصد حرکت کند، پاس و سانتر را با دقت بیشتری خواهد فرستاد. همین مسئله در زمان شوت کردن نیز به چشم می خورد. بازیکنی که رو به گل است به مراتب بهتر از بازیکنی شوت می کند که رو به دروازه نیست. اما یکی از مسائلی که همچنان روی گیم پلی تاثیر مستقیم می گذارد، وجود هوش مصنوعی (AI) ضعیف در برخی از قسمت های بازی است. بازیکنان در برخی موارد نمی توانند خوب جا گیری کنند و یا سوتی هایی می دهند که نتیجه بازی را تغییر می دهد! در کنار این مسائل اسامی اشتباه بازیکنان هم که به امری طبیعی در این سری تبدیل شده است. البته بازیکنان کاملا به این مسئله عادت کرده اند.
 

نتیجه:

بازی PES 2010 باز هم آن چیزی نبود که سازندگان بازی از آن تعریف می کردند و همین مسئله باعث شد که باز هم طرفداران این بازی از نسخه جدید محبوب خود دلسرد شوند. اما همان طور که گفته شد گیم پلی خوب بازی تنها موردی است که باعث شده علاقه مندان این بازی را تهیه کنند. اما این مسئله کاملا روشن است که اگر PES همانند FIFA دست به یک تغییر کلی در بازی خود نزند در سال آینده حتما از رغیب دیرینه خود عقب خواهد ماند.

بازي assassins creed2

اگر نگاهی به تاریخ بشر بیندازیم به حادثه ها و اتفاق های ریز و درشت زیادی بر می خوریم. اما در بین آن ها اتفاقاتی هستند که شاید اگر به وقوع نمی پیوستند تاریخ به شکلی دیگر رقم می خورد. در بین این اتفاقات می توان به جنگ های صلیبی، قرون وسطی و یا جنگ های جهانی اشاره کرد. اما کاش می شد که می توانستیم این اتفاقات را تغییر دهیم و یا از نزدیک شاهد آن ها باشیم. اما افسوس که نمی توان زمان را به عقب برد. تنها منبعی که می توان به آن مراجعه کرد کتاب های تاریخی است که به احتمال زیاد تحریف های زیادی هم در آن ها صورت گرفته است. اما شرکت بازی سازی Ubisoft با ساخت عنوانی به نام Assassin’s Creed ثابت کرد که می توان در تاریخ سفر کرد و حتی آن را تغییر داد. واقعا ایده این بازی بسیار خوب و نو آورانه است. تا قبل از این عنوان هیچ شرکتی این جسارت را به خرج نداده بود تا به مهم ترین وقایع تاریخ بشری به جز جنگ جهانی به این صورت به دنیای بازی های کامپیوتری وارد کند. نسخه شماره یک این بازی شبیه سازی خوبی از مکان ها و وقایع تاریخی جنگ های صلیبی را به نمایش در آورد. همین مسائل باعث شد که این بازی مورد استقبال عموم و حتی دست اندرکاران صنعت بازی های کامپیوتری قرار بگیرد. موفقیت نسخه اول این بازی به انگیزه خوبی برای ساخت نسخه دوم تبدیل شد. نسخه دوم بازی هم به قسمت دیگری از تاریخ می پردازد.


داستان:

یکی از عواملی که باعث موفقیت نسخه قبلی و به احتمال زیاد این نسخه می شود، داستان بازی است. داستان بازی را یکی از بهترین نویسندگان بازی یعنی آقای کوری می (Corey May) نوشته است. از آثار این نویسنده می توان به Prince of Persia: Warrior Within،Stolen،Prince of Persia: The Two Thrones،Army of Two و Assassin's Creed  اشاره کرد. البته اکثر بازی های ساخته شده توسط استودیوی Ubisoft آن هم شعبه Montreal از داستان های بسیار خوبی بهره مند هستند. داستان بازی Assassin’s Creed 2 از جایی آغاز می شود که دزموند مایلز (Desmond Miles) که به وسیله دستگاه Animus توانسته بود به دوران جنگ های صلیبی سفر کند و نکات ناگفته آن زمان را کشف کند به همراه دختر جوانی به نام  لوسی استیلمن-Lucy Stillman-که مسئول دستگاه Animus است از محلی که در آن فعالیت می کنند، فرار کند. پس از اینکه آن ها موفق می شوند از دست ماموران امنیتی فرار کنند به محل جدیدی می روند که دستگاه Animus 2 در آن قرار دارد. آن ها باز هم سعی دارند که به وسیله این دستگاه به گذشته بروند و در نقش یکی دیگر از اجداد دزموند که اتزیو آودیتوره دی فیرنز (Ezio Auditore di Firenze) نام دارد به بخش نا معملوم دیگری از تاریخ دست پیدا کنند. آن ها در قرن پانزدهم به ونیز می روند. در آن روز اتزیو تازه به دنیا آمده است. بعد از آن بازی به زمانی سفر می کند که دیگر اتزیو به مرد جوانی تبدیل شده است. خانواده اتزیو یکی از خانواده های مهم آن زمان ونیز هستند که یک راز بزرگ را در خود دارند. پدر اتزیو که جیووانی(Giovanni) نام دارد عضو یکی از گروه های Assassin آن زمان است. اما اتفاقی باعث می شود که هویت پدر او فاش شود. هنگامی که مشخص می شود که پدر جیووانی یکی از Assassinهای معروف بوده است، دولت آن زمان او و دو پسر دیگرش را به اعدام محکوم می کنند. روز اعدام آن ها فرا می رسد و اتیزیو به همراه خواهر و مادرش با اندوه فراوان در حال نگاه کردن به اعضای خانواده شان هستند. پس از اعدام، اتزیو قسم می خورد که انتقام خون پدر و برادرانش را از عاملین این اتفاق بگیرد. به همین دلیل اتزیو نیز راه پدرش را در پیش می گیرد و به گروه Assassinها می پیوندد و...


گرافیک:

با توجه به پیش زمینه ای که در نسخه یک این بازی در اذهان باقی مانده بود، همگان منتظر بودند تا این عنوان هم از گرافیک خوبی برخوردار باشد و مانند نسخه قبلی به عنوانی مثال زدنی در این قسمت تبدیل شود. شاید کمی این قسمت برای طرفداران این بازی خوشایند نباشد اما در ابتدای بازی گرافیک بازی به شدت در ذوق می زند. طراحی شخصیت ها در همان سطح نسخه اول بازی قرار دارد و پیشرفتی هم نکرده اند. شخصیت ها از چند ضلعی های زیادی تشکیل نشده اند. سایه پردازی در همان قسمت ابتدای بازی به هیچ وجه قابل قبول نیست. سایه ها فقط دایره های کم رنگی هستند که زیر پای شخصیت ها قرار دارند. اما یکی دیگر از مسایلی که باز هم کمی مشکل در بازی ایجاد کرده بود وجود افت فریم بود. البته این افت فریم به قدری نبود که به مشکلی اساسی در بازی تبدیل شود. اما گرافیک بازی زمانی که به ونیز می روید و کنترل بازی را با اتزیو انجام می دهید کمی بهتر می شود که تقریبا به آن چیزی که انتظار داشتیم نزدیک می شود. اما باز هم فکر می کردیم که گرافیک بازی بهتر از این حرف ها باشد. شهر ونیز بسیار خوب طراحی شده است. تمامی مکان های تاریخی این شهر با تمامی جزئیات از روی نمونه های واقعی آن ها ساخته شده است. نورپردازی در این بخش هم بسیار بهتر به نظر می رسد. سایه ها به خوبی شکل می گیرند و با توجه به جهت تابش نور تغییر می کند. طراحی سربازها و سلاح هایی که در بازی به کار رفته اند بسیار خوب است. همانند نسخه گذشته می توانید از مکان ها بلندی که در شهر قرار دارند بالا بروید. در این زمان منظره ای بسیار زیبا از محیط شهر نمایان می شود. یک منطقه بسیار بزرگ در جلوی چشمان شما قرار می گیرد که حتما شما را چند لحظه ای به خود جذب می کند.



موسیقی/ صداگذاری:

یکی از حسن های خوبی که این بازی دارد موسیقی فوق العاده به همراه صداگذاری خوب است. موسیقی بازی کاملا از موسیقی آن زمان ایتالیا برگرفته شده است. البته ذکر این مسئله الزامی است که کار آهنگسازی این بازی را آقای جسپر کید (Jasper Kyd)  بر عهده داشته است که موسیقی بازی هایی همچونHitman ، Gears of War و Splinter Cell: Chaos Theory را ساخته است. صداگذاری بازی هم بسیار خوب است و دلیل این هم استفاده صدای اشخاص مطرح در این زمنیه است. استفاده از صدای آقای فیلیپ شهباز (Philip Shahbaz) برای شخصیت اتزیو استفاده شده است. همچنین از صدای آقای نولان نورث (Nolan North) نیز برای شخصیت دزموند مایلز استفاده شده است. البته صدای اشخاص مختلف در بازی، صداهایی که در محیط بازی شنیده می شوند به ویژه صداهایی که در هنگام جشن ها و مراسم های مختلفی که در بازی وجود دارند نیز بسیار خوب است. در کل بخش صداگذاری این بازی بسیار خوب است و مشکل خاصی ندارد.




گیم پلی:

گیم پلی یکی از مسائلی بود که در نسخه اول بازی در ابتدا بسیار جذاب به نظر می رسید و بعد از مدتی به شدت کسل کننده می شد. اما این مسئله در این نسخه خیلی کمتر به چشم می خورد. گیم پلی بازی شامل فعالیت ها و کارهای مختلفی می شود که بازیکن به هیچ وجه احساس خستگی نمی کند. همانند گذشته می توانید از ساختمان های بلند بالا بروید و به یکباره از آن ها به پایین بپرید. سیستم مبارزه ها در بازی هم بسیار بهتر شده است. همانند گذشته می توانید در هنگام حمله دشمنان، ضربات را دفاع کنید و با حرکات بسیار جالب و هیجان آوری آن ها را از بین ببرید. یکی از امکاناتی که در این شماره به گیم پلی بازی اضافه شده است، قابلیت شنا کردن است. می توانید در هنگام فرار از دست دشمنان به داخل رودخانه ها بپرید و پنهان شوید. یکی دیگر از مسائلی هم که باعث شده گیم پلی بازی تغییر کند، استفاده از اختراعات آقای لئوناردو داوینچی است. می توانید به وسیله دستگاه پرواز او بر فراز شهر ونیز پرواز کنید. همچنین می توانید از تیغه های پنهانی که داوینچی برای شما طراحی کرده است هم بهترین استفاده را ببرید. واقعا گیم پلی بازی در این نسخه پیشرفت کرده  و هیچ گونه مشکلی را در اینباره در بازی شاهد نیستیم.

 



نتیجه گیری:

بازی Assassin’s Creed 2 جزو آن دسته از بازی هایی است که داستان بسیار خوبی را در خود قرار داده است. اما این بازی برخلاف افکار عموم در قسمت گرافیک با کمی کم کاری رو به رو است. البته این به آن معنا نیست که بازی با یک مشکل اساسی در این قسمت مواجه است. صداگذاری و موسیقی بازی هم بسیار خوب است و همین مسئله این بازی را به یک عنوان خوب تبدیل کرده است.
 
 

بازی کشتی کج 2010

دیگر این مسئله که هر سال شاهد عرضه شدن برخی از عناوین باشیم به امری طبیعی تبدیل شده است. این مسئله بیشتر در بازی های ورزشی دیده می شود که همه ساله عرضه می شوند. اما همین امر باعث شده است که تغییر چندانی را در این سبک ها شاهد نباشیم. یکی دیگر از این بازی ها که هر سال عرضه می شود و بازیکنان زیادی را هم مشتاق نگه می دارد، بازی WWE SmackDown! vs. Raw است. نسخه 2010 این بازی باز هم هیجان این ورزش خشن را به کنسول های خانگی آورده تا علاقه مندان به مبارزه دعوت کند.


گرافیک:

گرافیک بازی در سطح خوبی است. مدل سازی مبارزانی که در بازی دیده می شوند بسیار خوب است. کوچکترین حرکات آن ها از روی مدل واقعی شبیه سازی شده است. همانند گذشته محل های مبارزه خوب طراحی شده اند. در هنگام مبارزات به خوبی عرق روی بدن مبارزان دیده می شود. اما نکته ای که بیشتر جلب توجه می کند، خونی است که هنگام مبارزات از بازیکنان ریخته می شود که به خوبی در بازی به کار رفته است و حتی آثارش نیز به زیبایی روی رینگ مبارزه دیده می شود. متاسفانه تماشاچیان همچنان از تنوع چندانی برخوردار نیستند و در برخی موارد بازی در پردازش آن ها با مشکل مواجه می شود.


صداگذاری:

صداگذاری بازی تقریبا خوب است. هنوز صدای گزارشگر در بازی خشک و بی روح است، اما خیلی هم بد نیست. گزارشگر همانند همیشه به طرز جالبی مبارزان مختلف را معرفی می کند. از طرف دیگر نیز صدای تماشاچیان همراه با صدای گزارشگر ترکیب می شود و هیجان آن لحظه را بیشتر می کند. تماشاگران به طرز جالبی مبارز خود را تشویق می کنند. صدایی که از آن ها در هنگام مبارزات شنیده می شود نیز خوب است. آن ها با هر ضربه و حرکت نمایشی حالت مختلفی را از خود نشان می دهند و این مسئله به خوبی در صدای آن ها حس می شوند. موسیقی بازی هم که مانند همیشه و اکثر بازی ها ریتم تند دارد تا بازیکنان را به وجد آورد.


گیم پلی:

بازی WWE SmackDown! vs. Raw بر خلاف گذشته در این نسخه تمرکز شدیدی روی نحوه نمایش مبارزات به سبک تلوزیونی دارد و مبارزات را به همان حالت به نمایش در می آورد. در گیم پلی بازی اولین چیزی که به چشم می خورد این است که سیستم آموزشی بازی ارتقاع یافته است و به مراتب از نسخه سال گذشته بهتر شده است. کنترل بازی هم در مقایسه با نسخه قبلی تغییر نکرده و به همان حالت است. اما بسیار نرم و روان تر شده است. این بار می توانید بسیار راحت تر و بهتر از قبل مبارز خود را در اطراف رینگ حرکت دهید. در بازی این امکان وجود دارد که بازیکن مبارز دلخواه خود را خلق کند. او می تواند قابلیت های متعددی به آن بدهد و با پیشرفت در بازی آن را قوی تر کند. از نکات جالبی که در بازی مشاهده می شود، وجود قابلیت های است که هنگامی که مبارز به کنار رینگ می رسد فعال می شوند. در این لحظه می توانید حرکات بسیار جالبی را در رینگ اجرا کنید. درکل گیم پلی بازی خیلی از نسخه های گذشته بهتر شده است.


نتیجه:

نسخه جدید WWE SmackDown! vs. Raw یک نمایش بهتر از این مسابقات را روی کنسول های خانگی ارائه می دهد. اگر دنبال یک بازی مبارزه ای خوب هستید که هیجان بسیار بالایی داشته باشد، حتما این عنوان را تهیه کنید.

بازي call of duty : modern warfare2

اکثر جنگ ها و نبردهای عظیم در تاریخ، بیشتر بر سر اختلاف نظرها، قدرت طلبی و... بوده اند. جنگ هایی که ابتدا با ساده ترین سلاح ها مانند شمشیر و تیر و کمان شروع شد، حالا جای خود را به جنگ هایی سپرده اند که در آن دیگر خبری از نبردهای تن به تن نیست. جنگ هایی که در آن تیر و کمان و شمشیر جای خود را به انواع سلاح های پیشرفته دور برد داده اند. البته این نکته نیز قابل توجه است که با پیشرفت انسان در این زمینه تلفات و خرابی هایی که پس از جنگ به وجود می آمدند، بسیار بیشتر و دلخراش تر از گذشته شده بودند. همین مسئله باعث شده تا دیگر در دنیای مدرن هر حرفی موجب بر پا شدن جنگ نشود و زور و قدرت جای خود را به دیپلماسی بسپرد. اما در این میان، هستند کسانی که برای رسیدن به اهداف خود هنوز دست به عملیات های نظامی می زنند. همین مسائل باعث شده اند تا دیگر جنگ های مدرن امروزی بیشتر برای نابود کردن گروه های تروریستی شکل گیرند. همین عامل که به یکی از دغدغه های مهم دنیای امروز تبدیل شده، سوژه خوبی برای بسیاری از اشخاص، قدرت های مطرح دنیا و حتی شرکت های بازی سازی شده است. تا به حال بازی های زیادی ساخته شده اند که بر همین مبنا استوار بوده اند. اما یکی از بازی هایی که توانست این سبک را از کلیشه های مرسومی که در آن گرفتار بود رها کند، بازی Call of Duty: Modern Warfare ساخته شرکت Activison بوده است. این بازی با استفاده از قدرت سخت افزارهای جدید، به کار بردن المان های جنگ های پیشرفته امروزی و به نمایش در آوردن گوشه ای از این گونه نبردها توانست طرفداران زیادی را برای خود به دست آورد. حالا بعد از گذشت 2 سال از ساخته شدن این بازی، نسخه دوم آن نیز به بازار عرضه شده و شما را باز هم درگیر ماجراهای خود کرده است. بازی Modern Warfare 2 که نسخه ششم از سری Call of Duty  محسوب می شود توسط استودیوی بازی سازی Infinity Ward ساخته و برای PC، Xbox 360 و PS3 عرضه شده است. البته نسخه ای ویژه هم برای DS با نام Call of Duty: Modern Warfare-Mobilized ساخته شده است.
 

داستان:

اتفاقات این نسخه از بازی پنج سال پس از شماره اول به وقوع می پیوندد. اگر شماره یک را به خاطر داشته باشید، گروهی وجود داشتند که شخصی به نام امران زاخاعف (Imran Zakhaev) رهبری آن ها را عهده دار بود و شما نیز در نقش فردی به نام سپ مک تاویش (Soap McTavish) در بازی حضور داشتید. در این شماره نیز گروهی که زاخاعف مسئول آن بود با رهبری جدید به نام ولادمیر مکارو (Vladimir Makarov) باز گذشته است. به همین منظور تیمی با فرماندهی مک تاویش مامور می شوند تا مانع از فعالیت های آن ها شوند. شما در این بازی دیگر نقش مک تاویش را بر عهده نخواهید داشت، بلکه به عنوان سرگرد گری "روچ" سندرسون (Gary "Roach" Sanderson) در دسته Task Force 141 به ایفای نقش خواهید پرداخت. بازی در روسیه، ریو دو جانیرو، افغانستان و چندین مکان دیگر اتفاق می افتد.
 

گرافیک:

بازی Madern Warfare 2 با استفاده از موتور IW 4.0 ساخته شده است. قبلا از همین موتور درساخت بازی Call of Duty 4: Modern Warfare نیز استفاده شده بود. همان طور که انتظار می رفت، با توجه به آشنایی خوب تیم سازنده با این موتور، گرافیک بسیار زیبایی را شاهد هستیم. با توجه به این که بازی شبیه ساز جنگ های پیشرفته و امروزی نیز به شما می رود، طراحی شخصیت های بازی بسیار با دقت و پر جزئیات انجام شده است. وسایل نظامی زیادی در بازی دیده می شوند که تمام آن ها با جزئیات بالایی طراحی شده اند. از هواپیماهای جنگی گرفته تا وسایل نقلیه مانند خودروهای نظامی، تانک ها و... همگی خوب طراحی شده اند. تمامی سلاح هایی که در بازی دیده خواهند شد از روی مدل های واقعی خود همراه با کاملترین جزئیات و خصوصیات طراحی شده اند. با توجه به وجود صحنه های اکشن و جلوه های ویژه بسیار خوب بازی، هیچ گونه افت فریمی در بازی دیده نمی شود و بازی در همه صحنه ها با فریم یک نواخت در جریان است. نورپردازی بازی هم در سطح بسیار خوبی قرار دارد. نورپردازی این بازی توانسته محیط های به نمایش در آمده را زیباتر نشان دهد. در نور پردازی از چند منبع نور استفاده شده است. یکی از آن ها نور خورشید است که همیشه به عنوان نور اصلی در بازی حضور دارد. از دیگر المان های نور پردازی که در بازی دیده می شود، استفاده از اشیای نور دهنده مانند لامپ است. نوری که هر کدام از آنها تولید می کنند کاملا روی سایه هایی که در بازی شکل می گیرند تاثیر گذار هستند. در بازی باز هم آثار تخریب به جا مانده از انفجارهای مختلف و آتش سوزی های بزرگ بسیار خوب طراحی شده اند. بازی در مکان های مختلفی اتفاق خواهد افتاد که هر کدام از آن ها از لحاظ موقعیت های جغرافیایی با یکدیگر کاملا متفاوت هستند. به گفته سازندگان بازی این مکان ها با الهام گیری از مکان های واقعی در بازی ساخته شده اند.
 

موسیقی/صداگذاری:

موسیقی متنی که در بازی شنیده می شود ترکیبی از همان موسیقی های نسخه پیشین و تعدادی جدیدتر است. این مسئله باعث خواهد شد تا به شما حس اتفاقات گذشته انتقال یابد و شما را با اتفاقات جدیدتر نیز آشنا کند. صدای محیطی که در بازی شنیده می شود با توجه به این که بازی در چه حالتی در حال سپری شدن است تغییر خواهد کرد. موسیقی بازی در مراحلی که به صورت آرام در حال پیشروی است کمی دلهره آور به نظر می رسد، اما بر عکس آن را در صحنه های اکشن و شلوغ شاهد خواهیم بود که موسیقی بازی به شما انرژی خاصی خواهد داد. البته موسیقی طوری در دل صداهای مختلف بازی گنجانده شده که تمرکز شما را بر هم نخواهد زد. همان طور که در اکثر بازی های جنگی سعی می شود از صداهای واقعی برای وسایل مختلف استفاده شود، در این بازی هم شاهد این مسئله هستیم. صدای سلاح های مختلف، وسایل نقلیه و... در سطح بسیار خوبی قرار دارند. در صداگذاری برای شخصیت های اصلی بازی نیز از صداهای نام آشنای زیادی استفاده شده است. از بین افرادی که برای صداگذاری بازی انتخاب شده اند می توان به اشخاصی چون Ken Lally (فردی که ضبط حرکات آلبرت وسکر درRE5 را بر عهده داشته است) اشاره کرد. او همچنین در بازی های Red Faction Guerrilla و The Darkness به عنوان صداپیشه حضور داشته است. از دیگر افرادی که در این قسمت حضور دارند Cent 50 ( خواننده رپ معروف) است.
 

گیم پلی:

سبک بازی مانند نسخه های پیشین خود اکشن اول-شخص است. شما در این بازی همانند نسخه قبلی خود می توانید از انواع سلاح های پیشرفته روز استفاده کنید که از جمله آن ها می توان به سلاح هایی مانند: M16A4 Rifle ،M249 SAW ،AT4 و... اشاره کرد. با توجه به این که بازی در مکان های مختلفی در جریان است، شرایط آب و هوای هر منطقه تاثیر زیادی روی گیم پلی و نحوه بازی کردن شما خواهد گذاشت. در یکی از مراحل، بازیکن باید به صورت مخفیانه وارد پایگاه دشمن  شود. کاملا مشخص است که این مرحله را باید به طور مخفیانه انجام داد. در این مرحله شرایط آب و هوایی بسیار بد و بوران شدید باعث شده تا قدرت دید به شدت کم شود. در این زمان باید با استفاده از این شرایط کاملا بی سر و صدا و بدون جلب توجه کردن وارد پایگاه دشمن شوید. هر یک از اعضای تیم شما به صورت خودکار و با توجه به محیطی که در آن قرار می گیرد، تغییر لباس و سلاح می دهند. آن ها با توجه به موقعیت خود بهترین انتخاب را انجام خواهند داد. تیم سازنده بازی برای اینکه حرکات هم تیمی های شما در بازی بسیار طبیعی به نظر برسد از نظامیان واقعی استفاده کرده اند. آن ها تمام حرکات این افراد را ضبط (Motion Capture) کرده اند. سازندگان بازی برای اینکه کوچکترین مسائل نظامی بازی کاملا بر مبنای واقعیت باشند از کارشناسان نظامی مختلف استفاده کرده اند. آن ها درباره این مسئله که چقدر بازی آنها به واقعیت شبیه است گفته اند: "برای ما این مسئله مهم نیست که یک شبیه ساز کامل جنگی را به وجود بیاوریم. بازی ما کاملا مانند یک فیلم سینمایی جنگی می ماند. اگر تمام صحنه ها و اتفاق هایی که در بازی به وقوع خواهد افتاد به درستی در بازی قرار گیرد، مخاطب قطعا خواهد گفت که: من واقعا یک سرباز حرفه ای را کنترل می کنم. کار ما درست مانند یک فیلم اکشن است. هدف ما بیشتر سرگرم کردن بازیکن است. اما این به آن معنا نیست که ما همه چیز را خیلی ساده گرفته ایم". مراحل بسیار متنوعی در بازی قرار دارند که در هر کدام از آن ها شما کارهای خاصی را انجام می دهید. غواصی کردن در دریا، انجام دادن مخفیانه برخی از ماموریت ها، راندن وسایل مختلف مانند Snowmobile و... تنها بخش کوچکی از گیم پلی بازی را تشکیل می دهند. از نکات جالبی که در گیم پلی بازی قرار گرفته این است که یاران شما توانایی این را دارند که دشمن را با استفاده از فنون رزمی از پای در آوردند. در بازی صحنه های سینمایی زیادی وجود خواهند داشت که شما در بعضی از آن ها و در صحنه های خاص می توانید وقایع مهم بازی را رقم بزنید. هوش مصنوعی دشمنان شما نسبت به شماره قبلی بهتر شده است. آن ها هر بار از مکان های مختلف وارد معرکه خواهند شد و این امر کار شما را بسیار سخت تر خواهد کرد، چرا که شما هر دفعه باید منتظر باشید تا از نقطه دیگری غافلگیر شوید. دشمنان در بازی از یک هوش مصنوعی(AI)  کاملا Dynamic بهره می برند. همین امر باعث شده تا آن ها در بازی بتوانند از مسیرهای مختلف به شما حمله کنند. آن ها توانایی این را دارند تا به صورت های مختلف مسیر شما را قطع کنند. دشمنان اگر در برابر شما احساس ضعف کنند، درخواست نیروی کمکی خواهند کرد. در بعضی مواقع همین مسئله باعث خواهد شد تا شما دیگر نتوانید در برابر آن ها مقاومت کنید. لازم به ذکر است که در این شماره دشمنان شما بسیار سریع تر از قبل از خود واکنش نشان خواهند داد. یکی از مسائل خوبی که باعث خوشحالی طرفداران این بازی شده، این است که مدت زمان بازی از نسخه قبلی بیشتر شده است. جالب است بدانید که تیم سازنده بازی در این باره گفته است: "به احتمال زیاد زمانی که برای به پایان رساندن این نسخه لازم دارید بیشتر از شماره اول بازی است. البته ما به این موضوع اهمیت نمی دهیم. هدف ما این است که بازیکنان تجربه ای جدید از گیم پلی را شاهد باشند. هدف ما به وجود آوردن یک گیم پلی 10 تا 20 ساعته نیست، بلکه ما به این مسئله توجه می کنیم که در آخر بازیکن با چه چیزی رو به رو خواهد شد". همان طور که گفته شد بازی از مراحل زیادی تشکیل شده است. اما یکی از مسائلی که در این بازی شدیدا جای سوال ایجاد کرده، این است که مراحلی در بازی وجود دارند که شما می توانید به صورت دلخواه آن ها را بازی کنید. قبل از انجام این مراحل از شما سوالی پرسیده می شود که آیا شما مایل به انجام این بازی هستید یا خیر؟ چرا که این مرحله صحنه هایی دارد که شاید برخی از بازیکنان از بازی کردن آن ها ناراحت شوند. یکی از این مراحل به این صورت بود که ما در نقش یک تروریست وارد فرودگاهی شدیم و تمام مردم بی دفاع و غیر نظامی آنجا را کشتیم. درست است که قبل از انجام چنین مراحلی از بازیکن سوال می شود، اما قرار دادن آن در بازی و به صورتی که بازیکن اختیار کامل را در این صحنه در اختیار دارد کمی نا خوشایند است. چرا که بازیکن خیلی راحت مردم بی گناه را می کشد و این کاملا خلاف آن چیزی است که این بازی قصد بیان آن را دارد. یکی از آرزوهایی که اکثر طرفداران این بازی داشتند این بود که بازی از حالت Co-Op در حالت تک نفره و قسمت داستانی پشتیبانی کند. اما باز هم چنین مسئله ای در این نسخه وجود ندارد. اما نوعی حالت Co-Op در بازی قرار گرفته شده است که بازیکنان می توانند به صورت دو نفری در آن مشغول به بازی شوند و با همکاری یکدیگر اهداف مشخص شده را انجام دهند. این حالت که Special Ops نام دارد، به نظر یکی از نقات قوت بازی خارج از بخش تک نفره و چند نفره محسوب می شود. این بازی نیز همانند سایر نسخه های پیشین خود دارای بخش بازی چند نفره است. این قسمت مانند نسخه گذشته به صورت Experience Points طراحی شده است. بازیکن با پیشرفت در این قسمت و رسیدن به درجه های بالاتر می تواند سلاح های خود را ارتقا دهد. در این قسمت سلاح ها و 15 نوع kill Streak جدید وجود خواهند داشت. در نسخه گذشته بازیکنان امکان درخواست نیروی هوایی و هلیکوپتر را به دست می آوردند. در شماره جدید برای اینکه پیشرفتی را هم در این قسمت شاهد باشیم یک قابلیت دیگر به نام AC-130 Gunship هم در بازی قرار گرفته است. بازیکنان با درخواست کردن این گزینه می توانند تعداد زیادی از تیم حریف را از بین ببرند. تیم سازنده بازی درباره قسمت چند نفره این بازی گفته اند که این قسمت برای تمام کسانی که برای بازی ارزش قائل هستند و نسخه اصلی آن را تهیه می کنند، رایگان خواهد بود. همه حق دارند که در شرایط کاملا مساوی با یکدیگر بازی کنند و ما این امکان را با رایگان نگه داشتن این قسمت انجام می دهیم.
 

نتیجه گیری:

سری بازی های Call of Duty که پس از عرضه Modern Warfare شکل و شمایل جدیدی به خود گرفت با قرار دادن روش های نوین جنگی و استفاده از تاکتیک های آن در طول بازی توانست به موفقیت خوبی دست پیدا کند. همین مسئله باعث شده تا آن ها درساخت شماره جدید نیز از همان عوامل موفق نسخه قبلی استفاده کنند تا بتوانند در این نسخه موفقیت های قبلی خود را دوباره تکرار کند. اضافه شدن بخش های جدید برای متنوع تر شدن بازی، بخش چند نفره جذاب همانند شماره گذشته به همراه گرافیک بهتر، این بازی را به یک عنوان بزرگ تبدیل کرده است.

بازی dentes inferno

کمدی الهی یکی از معروف ترین کتاب های دانته آلیگیری (Dante Alighieri) شاعر معروف ایتالیایی است. دانته در این کتاب ها شرح سفر خیالی خود به جهنم، برزخ و بهشت را نوشته است. او در سفر خیالی اش به زیبایی توانست این سه عالم باقی را به تصویر بکشد. او در این سیر و سلوک پر ماجرا تنها نبوده و دو راهنما او را همراهی می کرده اند. اولین راهنما فردی به نام ویرجیل (Vergil) بوده است که دانته را در جهنم و برزخ راهنمایی می کرده و دیگری هم دختری به نام بئاتریس (Beatrice) است که دانته را در بهشت راهنمایی می کند. ویرجیل در واقع یکی از شاعران معروف ایتالیایی بوده است که قبل از دانته زندگی می کرده است و بئاتریس هم دختر جوانی بوده است که دانته چند بار در طول زندگی اش او را مشاهده کرده است. دانته علاقه شدیدی به آن دختر پیدا می کند، اما آن دختر در جوانی از می میرد، اما دانته همیشه در خیالاتش با او زندگی می کرده است. دانته در این سفر اشخاص گوناگونی را ملاقات می کند تا اینکه سرانجام به دیدن خداوند می رود. این کتاب در اصل به دستور پاپ نوشته شد تا وسیله ای برای گسترش دین مسیح و خداپرستی شود. این کتاب شاید یکی از معدود کتاب هایی باشد که در یکی از بدترین دوران اروپا (قرون وسطا) نوشته شده است. اما نوشته این شاعر بزرگ به قدری پخته و جا افتاده بوده است که پس از صدها سال هنوز اشخاص زیادی در حال بررسی گفته های او در این کتاب ها هستند. اما از آنجایی که هیچ سوژه ای از دست صنعت بازی های کامپیوتری در امان نیست، شرکت EA با همکاری استودیوی بازی سازی Visceral Games که قبلا با نام EA Redwood Shores شناخته می شد، دست به ساخت بازی ای بر اساس این شاهکار ادبی زد.
 
داستان:

داستان بازی آن چیزی نیست که در مقدمه کمی درباره آن توضیح داده شد. شرکت Visceral Games تغییرات زیادی در داستان اصلی ایجاد کرده است تا بتواند این اثر را به یک بازی کامپیوتری تبدیل کرد. در داستان بازی، دانته یک شوالیه عضو ارتش صلیبیون در جنگ های صلیبی است. او با هدف مبارزه با سپاه صلاح الدین ایوبی و آزاد کردن سرزمین های مقدس راهی این نبردهای عظیم می شود. او عاشق دختری به نام بئاتریس است و با او عهد می بندد که تا آخرین لحظه عمر فقط او را دوست خواهد داشت و هرگز به او خیانت نخواهد کرد. اما او به جنگی می رود که از آینده آن خبر ندارد. سال ها می گذرد، گناهانی که دانته در مدت جنگ مرتکب شده، باعث می شوند که او دیگر قادر به ادامه نبرد نباشد. او تمام گناهانش را روی پارچه ای می نویسد و آن ها را برتن خود می دوزد تا همیشه کارهایی را که انجام داده است را به خاطر داشته باشد. در حین جنگ، دانته ناگهان توسط دشمن کشته می شود و در آستانه قبض روح توسط Death است. اما دانته با او مبارزه می کند و پس از نابودی او به خانه بازمی گردد، اما در کمال ناباوری با صحنه مرگ پدر و همسرش رو به رو می شود. هنوز در شک مرگ عزیزترین اشخاص زندگی اش قرار دارد که موجودی اهریمنی روح همسرش (بئاتریس) را به جهنم می برد. دانته هم برای نجات همسرش از جهنم و فرستادن او به بهشت پا به جهنم می گذارد. حال او تنها 9 طبقه با همسرش فاصله دارد...
 
گرافیک:

گرافیک بازی با توجه به اینکه در 60 فریم بر ثانیه اجرا می شود، بسیار خوب است. محیط بازی بخصوص در مکان های محدود و بسته بسیار با جزئیات و زیبا طراحی شده اند. اما در محیط های باز که بیشتر در ابتدای بازی به چشم می خورند، با جزئیات کمتری رو به رو هستیم. بافت های محیط بسیار خوب هستند و با توجه به سبک بازی از کیفیت بالایی هم برخودار هستند. نورپردازی یکی از نقاط بسیار خوب بازی است که در سطح بسیار مطلوبی قرار دارد. مکان های مختلف جهنم به مدد نورپردازی خوب و طراحی عالی محیط ها بسیار مخوف به نظر می رسند. تمام بخش ها و مرحله های بازی با توجه به آنچه که در کتاب کمدی الهی آمده است، طراحی شده اند. طراحی شخصیت ها و دشمنان مختلف در بازی هم خوب کار شده اند. این مسئله در طراحی شخصیت دانته بیشتر دیده می شود. جلوه های ویژه بخصوص افکت های آتش و یا صلیب هایی که دانته به دشمنان پرتاب می کند، بسیار خوب است. در میان پرده های بازی بخصوص آن هایی که از جنس بازی هستند (میان پرده های از قبل پردازش شده هم در بازی وجود دارند) می توانید افکت های آتش و حرارت را مشاهده کنید که عظمت زیادی به این صحنه ها بخشیده اند. بازی از فیزیک چندان قوی ای برخوردار نیست. اکثر اجسام محیط به جز مواردی که در گیم پلی اثر می گذارند در محیط غیر قابل تخریب هستند. البته این مسئله چندان اهمیتی هم ندارد، چرا که جو بازی اجازه فکر کردن به این مسائل را به بازیکن نمی دهد. یکی دیگر از نکات مثبت در زمینه گرافیک این است که با وجود اینکه بازی فریم ریت بالایی دارد و در صحنه های مختلف ممکن است دشمنان زیاد و همچنین افکت های تصویری زیادی دیده شوند، شاهد آن هستیم که بازی دچار افت فریم و یا ایرادهای اجرایی نمی شود. این مسئله نشان دهنده توجه تیم سازنده روی روند اجرایی بازی روی هر دو کنسول PS3 و Xbox 360 است.
 
موسیقی:

موسیقی به کار رفته در بازی بسیار عالی است. موسیقی به خوبی حس محیط بازی و شرایطی که دانته در آن قرار دارد را به بازیکن انتقال می دهد. تم موسیقی بازی شباهت زیادی به آهنگ هایی دارد که در کلیساها شنیده می شوند و به همین دلیل یک نوعی حالت معنوی را هم در بر دارد. در طول بازی همیشه موسیقی بازی به گوش می رسد و قطعا متوجه خواهید شد که بازی قطعات موسیقی زیادی را در بر گرفته است. اما متاسفانه برخی از این آهنگ ها بسیار ضعیف کار شده و با توجه به اینکه در کنار آثار بسیار بهتری هم قرار گرفته اند، سریعا در بازی مشخص می شوند. لازم به ذکر است که آهنگسازی این بازی را آقای گری شایمن (Garry Schyman) برعهده داشته است. یکی از کارهای بسیار خوب او آهنگسازی نسخه اول عنوان بسیار محبوب BioShock بوده است. صدای محیط بازی اکثر اوقات به یک صورت است و بیشتر چند صدای خاص تکرار می شوند که آن هم صدای فریاد ناشی از عذاب کشیدن افراد گناهکار است. این فریاد و ناله ها واقعا جو سنگینی به بازی بخشیده و محیط جهنم را به خوبی نشان می دهند. اما این صداها پس از مدتی تکراری شده و جذابیت ابتدایی آن ها از بین می رود. صداگذاری روی شخصیت های اصلی بازی بسیار خوب است. برای این بخش از صدای اشخاصی همچون آقای گراهام مک تاویش (Graham McTavish) بجای شخصیت دانته و از صدای ونسا برنچ (Vanessa Branch) برای صدای بئاتریس استفاده شده است. در کل بخش موسیقی و صداگذاری بازی در سطح خوبی قرار دارد و مشکل خاصی در آن دیده نمی شود.
 
گیم پلی:

Dante's Inferno یک بازی اکشن ماجراجویی آن هم در سبک سوم-شخص است. همین مسئله باعث شده تا این بازی شباهت زیادی به بازی God of War پیدا کند. اما این شباهت فقط در اینجا ختم نمی شود. مسائل دیگری هم در بازی وجود دارند که این بازی را بیش از پیش به GOW شبیه می کنند. از همان ابتدای بازی این قابلیت وجود دارد که قدرت ها و قابلیت های خود را ارتقاء دهید. قدرت های شما به دو دسته مقدس (Holy) و نامقدس(Unholy) یا کفرآمیز تقسیم شده است. در طول بازی می توانید هر دو را به هر صورت که مایل بودید تقویت کنید. با تقویت دسته Holy می توانید قدرت صلیب و برخی از جادوهای خود را زیاد کنید و با تقویت دسته Unholy می توانید حرکات سلاح مورد استفاده و قدرت آن را بیشتر کنید. البته برای این کار در طول بازی باید کارهای مشخصی را انجام دهید. مثلا برای تقویت دسته Holy باید ابتدا برخی از دشمنان را گرفته و سپس آن ها را ببخشید تا آن ها به بهشت بروند. برای تقویت دسته Unholy هم به همین صورت اقدام می شود، اما فقط باید دشمنان را مجازات کرد. همانند بازی GOW در مبارزه با برخی از دشمنان دکمه ای بالای سر آن ها ظاهر می شود که با زدن آن می توانید او را مجازات کرده یا ببخشید. همچنین صحنه های متعددی در بازی وجود دارند که شما در آن باید در لحظه درست، دکمه صحیح را فشار دهید. وجود چنین المان هایی باعث شده تا این بازی شباهت زیادی به God of War داشته باشد. گیم پلی بازی بسیار جذاب و نفس گیر است و مطمئن باشید که بار اول، این بازی بیش از چند ساعت وقت شما را خواهد گرفت. در مبارزه ها می توانید فنون چند ضرب (Combo) بسیار زیادی را اجرا کنید که اکثر آن ها را می توانید با ترکیب چند دکمه و یا تقویت قدرت ها در بازی اجرا کنید. مبارزه با Bossهای بازی هم در نوع خود بسیار جالب توجه است. Bossهای بازی بسیار شگفت انگیز و باورنکردنی هستند. از اولین Boss بازی که Death نام دارد گرفته تا Bossهای بعدی مانند پدر و یا برادر دانته هستند، همه یک نوع حالت مبارزه خاص و یک استراتژی خاص دارند. اما تمام بازی از مبارزه تشکیل نشده است. در طول بازی با اشخاص گناهکار زیادی رو به رو می شوید که به دلیل گناه های مختلف عذاب می کشند. شما این امکان را دارید که آن ها را ببخشید یا مجازات کنید. اکثر این اشخاص واقعی هستند و در زمان های گذشته زندگی می کردند. از جمله آن اشخاص می توان به پائولو مالاتستا (Paolo Malatesta) فرزند سوم حاکم شهر Rimini ایتالیا در سال 1246، فردریک دوم شاه امپراطوری آلمان، هکوبا (Hecuba) یکی از ملکه های معروف یونان و... اشاره کرد. همچنین در بازی معماهای نه چندان مشکلی هم قرار گرفته اند که کمی بازی را از حالت یکنواختی خارج می کنند. اما یکی از مسائلی که برای بیشتر کردن مدت زمان گیم پلی در بازی در نظر گرفته شده، وجود نوعی حالت Challenge Mode در مراحل پایانی بازی است که پس از چند قسمت اول به شدت یکنواخت و اعصاب خرد کن می شود. در این بخش بازیکن مجبور می شود که باید Comboهای خاصی را در شرایط مختلف اجرا کند. البته در صورتی که بازیکن موفق نشود، باید آن قسمت را از اول شروع کند. قطعا این قسمت یکی از کسل کننده ترین بخش ها در طول بازی است که واقعا حضور آن در داخل بخش داستانی بازی ضرورتی نداشت.

نتیجه گیری:

بازی Dante’s Inferno را می توان یکی از بازی های بسیار خوب دانست که توانسته تجربه خوبی را به بازیکنان منتقل کند. گیم پلی بسیار سریع و نفس گیر یکی از عوامل بسیار خوب بازی به شمار می رود و قطعا بازیکنان به شدت از آن راضی خواهند بود. هر چند وجود برخی مسائل باعث شده تا روند بازی برای برخی کاربران کمی تکراری شود، اما اطمینان داشته باشید که این بازی کشش لازم تا انتهای داستان را دارد. همچنین وجود بخش های مختلف باعث می شود که این عنوان ارزش چند بار بازی کردن را هم داشته باشد. این بازی هم اکنون برای PS3 و Xbox 360 عرضه شده است.

بازی dragon age : origins

بازی های نقش آفرینی که برای PC عرضه می شوند، اصطلاحا به PC Style RPG معروف هستند و جزو آن دسته از بازی هایی هستند که طرفداران بی شماری را به خود اختصاص داده اند. سر آمد این بازی ها را می توان سری بازی های World of WarCraf دانست که دیگر به استاندارد بازی های نقش آفرینی PC تبدیل شده است. انجام این بازی روی PC خیلی روان تر از کنسول ها است و به همین دلیل این سبک از بازی ها زیاد روی کنسول ها طرفدار ندارد. اما با عرضه بازی هایی مانند Demon’s Souls نگرش کلی نسبت به این بازی ها روی کنسول ها عوض شد. به تازگی هم استودیوی بازی سازی BioWare سازنده بازی Mass Effect بازی نقش آفرینی جدیدی را در سبک PC Style RPG برای PC ،Xbox 360 و PS3 عرضه کرده است که Dragon Age: Origins نام دارد.


داستان:

داستان بازی مانند اکثر بازی های نقش آفرینی روایت گر ماجراجویی قهرمانانی است که علیه تاریکی به مبارزه می پردازند. داستان بازی به شدت تمی حماسی دارد و صحنه های خشنی را هم به نمایش می گذارد. بازیکن از جایی ماجراجویی خود را آغاز می کند که شش شخصیت اصلی بازی خود را معرفی می کنند و سرزمینی را که داستان بازی در آن جریان میابد را به دیدگاه خود برای بازیکن توصیف می کنند. داستان بازی زمانی را در سرزمین Land of Ferelden روایت می کند که موجودی دیو مانند به نام Darkspawn قصد دارد به زودی آشوب بزرگی را به راه بیندازد. به همین دلیل شما مامور می شوید که خود را به گروه The Grey Wardens ملحق کنید. در کل وظیفه  شما این است که از سرزمین کهن خود در برابر تحدیدها محافظت کنید. با پیشرفت شما در بازی بخش های بیشتری از داستان آشکار می شوند. البته شما باید بیش از 3 تا 4 ساعت بازی کنید تا بتوانید بخشی از داستان بازی را بفهمید. اما باید به این نکته هم اشاره کرد که داستان بازی بسیار زیبا روایت می شود.


گرافیک:

گرافیک بازی در سطح خوبی قرار دارد. البته با توجه به اینکه بازی های نقش آفرینی به این سبک محیط های بسیار بزرگی را در بر می گیرند، گرافیک بازی قابل قبول است. چرا که اگر گرافیک بازی بهتر از این می شد، ممکن بود اجرای بازی در کنسول ها و شاید PCهای معمولی با مشکل مواجه شود. تمام اشیاء محیط به شکلی قابل قبول طراحی شده اند، اما جزئیات فراوانی در آن ها دیده نمی شوند. اما طراحی شخصیت ها خیلی بهتر از سایر اجزای محیط انجام شده است و حداقل در این قسمت خود را برتر از بعضی از بازی ها نشان داده است. یکی دیگر از مسائلی که بیشتر در نسخه کنسولی این بازی دیده می شود تاخیر در پردازش بافت های بازی است. البته این مسئله را می توان با نصب کردن بازی روی هادر برطرف کرد.


موسیقی/صداگذاری:

صداگذاری بازی یکی از نقاط قوت آن به شمار می رود. موسیقی بسیار زیبایی در حین انجام بازی به گوش می رسد که کاملا با فضای آن همخوانی دارد. لازم به ذکر است که موسیقی بازی را آقای  اینون زور (Inon Zur) آهنگ ساز بازی هایی مانند Prince of Persia 2008 و Fallout 3 به صورت کاملا ارکسترال ساخته است. یکی از نکات خوب بازی در قسمت صداگذاری این است که دیالوگ های بازی به شدت با احساس هستند و به خوبی این حس را به بازیکن انتقال می دهند. در بازی افراد زیادی حضور دارند که هر کدام از آن ها با لهجه های خاص خود صحبت می کنند. در کمتر بازی ای دیده شده است که این همه گویش های مختلف در آن به کار رفته باشد.


گیم پلی:

گیم پلی بازی مانند اکثر بازی های نقش آفرینی PC است. کنترل شخصیت بازی برای کسانی که این بازی را با PC انجام می دهند خیلی راحت و بدون مشکل است. اما برای کنسول ها کمی مشکل دارد و به راحتی PC نیست. بازی را هم می توان به صورت Real-Time و شبیه سبک نوبتی(Turn-Base) بازی کرد. با زدن دکمه Space می توانید سریعا به منوی ارتقا دسترسی پیدا کنید و در آنجا قدرت های خود را افزایش دهید. در بازی روش ها و زاویه دیدهای مختلفی برای حرکت کردن قرار دارد. می توانید دوربین را به حالت سوم-شخص در بیاورید و یا می توانید با کلیک کردن موس حرکت کنید. درجه سختی بازی تاثیر زیادی در گیم پلی بازی ایجاد می کند. اختلاف زیادی بین درجه سختی آسان با درجه سختی متوسط قرار دارد. اگر بازی را روی درجه سختی آسان به پایان برسانید، برای شروع کردن بازی روی درجه سختی متوسط با مشکل اساسی رو به رو خواهید شد. باید از اول در روند بازی خود تغییر ایجاد کنید تا بتوانید بازی را در این حالت پیش ببرید.


نتیجه گیری:

بازی Dragon Age: Origins یکی از بازی های نقش آفرینی خواهد بود که بدون شک شما را ساعت ها پای بازی می نشاند. این بازی جذابیت های خاص خودش را دارد که حتما علاقه مندان به سبک نقش آفرینی را به خود جذب می کند. اگر شما نیز دنبال بازی ای می گردید که برای اولین بار بتوانید سبک نقش آفرینی را تجربه کنید، این بازی بهترین خواهد بود.

بازی battlefield : bad company2

اگر از بازیکنان قدیمی PC هستید و علاقه زیادی به بازی های جنگی و چند نفره دارید، حتما نام سری بازی های Battlefield شنیده اید. بازی هایی که ابتدا در نسخه های مختلف، سری به نبردهای عظیمی می زد و بازیکن را به میدان های نبردی مانند جنگ جهانی، جنگ ویتنام و یا جنگ با تروریست ها می برد. بازی ای که همیشه پیشرو در زمینه نمایش دادن جنگ های عظیم همراه با وسایل نقلیه و تجهیزات نظامی بود، در سال 2005 برای اولین بار پا به کنسول های خانگی گذاشت. بازی Battlefield: Bad Company دومین نسخه از این سری بازی ها بود که برای Xbox 360 و PS3 عرضه شد و در کمال تعجب نسخه PCای برای آن در نظر گرفته نشده بود. بازی در آن زمان به دلیل داشتن گرافیک خوب و مخصوصا فیزیک فوق العاده سر و صدای زیادی به پا کرد و بازیکنان زیادی را به سمت خود کشاند. حال پس از گذشت تقریبا 2 سال از زمان عرضه نسخه اول شاهد به بازار آمدن نسخه دوم این بازی بسیار محبوب هستیم. تفاوت نسخه دوم با نسخه اول این بود که دارندگان PC هم می توانند از این بازی بسیار خوب نهایت لذت را ببرند.
 
داستان

داستان بازی در نقطه ناتمام قسمت اول شروع می شود و بازیکنان باز هم شاهد دار و دسته Bad Company با همان افراد بسیار دوست داشتنی هستند. بازی شخصیت های داستان را دوباره درگیر ماجرای جدیدی می کند و باز هم مسائل شخصی آن ها به گونه ای بسیار جالب در طول بازی مطرح می شوند. بازیکن که نقش پرستون مارلو (Preston Marlowe) را برعهده دارد، به همراه دوستان قدیمی خود جورج هاگارد (George Haggard) و گروهبان ردفورد (Sergeant Redford) و سوئیتواتر (Sweetwater) دوباره به جنگ فراخوانده می شوید. نیروهای روسیه یک سلاح بسیار قوی در دست دارند و احتمال می رود که این سلاح آغازگر جنگ جهانی سوم باشد. از این رو گروه شما که یکی از بهترین گروه های ضربت ارتش است، وظیفه پیدا می کند تا این سلاح را به دست بیاورد. حال شما در یک بازی 13 مرحله ای فرصت دارید تا به این هدف برسید. اما راه چندان هم آسان نیست.
 
گرافیک

یکی از بهترین قسمت های بازی بخش گرافیک آن است. محیط ها بسیار بزرگ هستند و از اجزای بسیار زیادی هم تشکیل شده اند. برای اینکه کمی بیشتر متوجه این موضوع شوید، باید گفت مکان هایی که در بازی دیده می شوند، خیلی بهتر و بسیار بزرگتر از آن چیزی هستند که در بازی Modern Warfare 2 دیده اید. بازی در محیط های مختلفی مانند جنگل، سرزمین های پوشیده از برف، بیابان و... در جریان است. تمام این قسمت ها با زیبایی بسیار خاصی در بازی قرار گرفته اند. مطمئن باشید که در هیج بازی اکشن اول-شخصی این تنوع محیط را مشاهده نکرده اید. در بازی، زمان های زیادی وجود دارند که از بلندی ها می توانید به دور دست ها و مناطق پایین تر نگاه کنید. همه چیز در این صحنه ها بسیار خوب هستند. به خصوص اینکه اکثرا در این قسمت ها شاهد انفجارهای عظیم و تخریب وسیع محیط هم هستیم. لازم به ذکر است که این بازی همانند نسخه قبلی خود از فیزیک فوق العاده و بسیار خوبی برخودار است. بیش از نود درصد از اشیا، ساختمان ها و دیگر مواردی که در محیط بازی دیده می شوند، تخریب پذیر هستند. شما با نارنجک انداز یا سلاح های سنگین می توانید ساختمان های مختلف و سایر اشیاء قرار گرفته در محیط را از بین ببرید. کلا در این بازی فیزیک بخش بسیار مهمی تشکیل داده است و انصافا هم سازندگان برای هر چه زیباتر و بهتر نشان دادن آن کم کاری از خود نشان نداده اند. همچنین افکت های تصویری بسیار زیبا مانند انفجارها، صحنه های تخریب و... بسیار خوب در بازی دیده می شوند. از دیگر قسمت های خوب بازی طراحی سربازان، شخصیت های بازی، وسایل نقلیه نظامی و سلاح های موجود در آن است. همانند بازی Modern Warfare 2 در این بازی هم شاهد طراحی بسیار خوب سلاح ها و وسایل نقلیه نظامی هستیم. همچنین شخصیت های بازی بسیار خوب و پر جزئیات دیده می شوند و کم و کسری در آن ها به چشم نمی آید. اما یکی از مشکلات عمده ای که این بازی از آن رنج می برد و در نسخه قبلی بازی هم به چشم می خورد، برش ها زیاد صفحه است. این مسئله در برخی از موارد کمی آزار دهنده می شود. اما در کل این بازی از نظر گرافیک مشکل خاصی ندارد و حتی می توان از آن به عنوان یکی از بازی های خوب در زمینه گرافیک نام برد.
 
موسیقی/صداگذاری

صداگذاری این بازی هم بسیار خوب است. افکت های صوتی مانند صدای انفجار، صدای وسایل نقلیه مختلف، صدای سلاح ها و... در سطح بسیار خوبی قرار دارند. یکی از نقاط بسیار خوب این بازی در زمینه صداگذاری این است به خوبی فضای جنگ و سرو صداهای آن در محیط بازی به گوش می رسد و حس شرایط دشوار و سخت آن زمان را به بازیکن انتقال می دهد. صداگذاری شخصیت های بازی هم بسیار خوب است. همانند نسخه گذشته دیالوگ هایی که بین آن ها رد و بدل می شوند تمی خنده دار دارند. در برخی از صحنه های حساس بازی شاهد آن هستیم که شخصیت ها با یکدیگر اختلاف نظر پیدا می کنند و اصطلاح های جالبی را به کار می برند. آهنگ ها و موسیقی ای هم که در بازی شنیده می شوند، مانند سایر بازی های اکشن ریتمی تند به همراه یک تم حماسی دارند که به خوبی هیجان را به بازیکنان منتقل می کنند. اما این قسمت یکی از بهترین و زیباترین بخش های بازی است که به طرز شگفت انگیزی بازیکن را مجذوب خود می کند. اگر از یک سیستم صدای بسیار خوب و مناسب برخوردار هستید، حتما این بخش از بازی برای شما بسیار زیبا خواهد بود.
 
گیم پلی

گیم پلی یکی از مسائلی است که به خصوص در بازی های اکشن اول-شخص به آن توجه خاصی می شود. این بازی هم از گیم پلی بسیار خوبی برخوردار است و هیجان بسیار بالایی را به بازیکنان منتقل می کند. استفاده از سلاح های مختلف، وسایل نقلیه مختلف مانند: تانک، هلیکوپتر، جت اسکی و... در طول بازی تنوع خاصی را در روند بازی ایجاد کرده اند و باعث شده اند روند بازی همیشه جذاب باشد. اما همان طور که گفته شد بازی از فیزیک بسیار خوبی بهره می برد و همین مسئله قسمت بسیار مهمی از گیم پلی بازی را تشکیل می دهد. شما می توانید موانع مختلف را با خراب کردن آن ها از بین ببرید. می توانید افراد مختلف را که در ساختمان های مختلف قرار دارند را با خراب کردن آنجا از بین ببرید. همین تخریب پذیری ساختمان ها باعث شده است که بازی تقریبا از حالت خطی که برای به پایان رساندن آن مرحله در نظر گرفته شده است، خارج شود. شما می توانید با تخریب دیوارها برای خود مسیرهای تازه ایجاد کنید و بازی را ادامه بدهید. اما یکی دیگر از بخش هایی که سری بازی های Battlefield همیشه آن را یک امتیاز بسیار بزرگ برای خود می داند، قسمت چندنفره است. قسمت چند نفره این بازی یکی از زیباترین قسمت های بازی است که ساعت ها گیم پلی و شور و هیجان را به همراه دارد. بازیکن در این بخش می تواند با انتخاب گروه های مختلف مانند: Assault, Engineer, Recon, Medic به عنوان سرباز وارد میدان جنگ شود و در مدهایی مانند: Rush، Conquest، Squad Rush و Squad Deathmatch به بازی بپردازد. در این بخش هم مانند قسمت تک نفره شاهد وسایل نقلیه مختلف هستیم که قسمت مهمی از بازی را تشکیل داده اند. اما در این قسمت همکاری تیمی یکی از نکاتی است که باید به آن تکیه شود تا بازی برای شما لذت بخش تر شود. این قسمت را می توانید در دو گروه دوازده نفره بازی کنید.

نتیجه گیری

اگر به دنبال یک بازی اکشن نفس گیر زیبا به همراه تخریب پذیری بالا، بخش چند نفره بسیار عالی و صداگذاری بسیار خوب هستید، حتما این عنوان را بازی کنید. این بازی قطعا یکی از بهترین عناوین اکشن اول-شخص و یکی از بهترین نسخه ها از سری بازی های Battlefield است.

بازي splinter cell :conviction

دیگر از زمانی که او با اسم رمز پلنگ شناخته می شد، سال ها گذشته است. بهترین دوست خود را با دستانش کشته و تنها امید زندگی اش که دخترش بود هم به قتل رسیده است. تنها انگیزه ای که باعث شده تا به آینده فکر کند، این است که قاتل دخترش را پیدا کند. زمانی هدف او فقط خدمت به کشورش و انجام ماموریت هایی بود که کمتر کسی توانایی انجام آن ها را داشت. اما هم اکنون دولت و کشوری که به آن خدمت می کرده، او را نادیده گرفته اند و حالا باید به تنهایی پرده از راز قتل دخترش بردارد. سم فیشر (Sam Fisher) شخصیت بسیار محبوب سری بازی های Splinter Cell ساخته کمپانی Ubisoft بعد از 3 سال بازگشته است تا ماموریت ناتمامش را به اتمام برساند. سرباز کهنه کار نبردهای سخت اکنون برای خودش کار می کند.
 
داستان: زمانی که اسرار ناگفته لب به سخن می گشایند

برای اینکه کمی با داستان بازی بیشتر آشنا شوید، بهتر است نگاهی به نسخه گذشته این بازی که Double Agent نام داشت، بیندازیم. نسخه Double Agent در زمانی اتفاق افتاد که سم به تازگی دخترش را از دست داده بود. لمبرت (Lambert) که آن زمان رئیس سازمان Third Echelon بود، به سم خبر مرگ دخترش را اعلام کرد. سم که دیگر تمام امیدش را از دست داده بود، قبول می کند که به عنوان یک مامور دوجانبه وارد یک سازمان تروریستی شود. پس از انجام ماموریت های مختلف آن سازمان به سم مشکوک می شود و سرانجام موفق می شوند لمبرت را که به نوعی رابط سم با سازمان Third Echelon است، دستگیر کنند. با دستگیری لمبرت، سم مجبور می شود که برای ادامه ماموریتش لمبرت را بکشد. سم بهترین دوستش را با دستان خودش کشته است و دیگر فقط به پایان ماموریتش فکر می کند. اکنون چند سالی از آن ماجراها می گذرد و سم دیگر برای هیچ سازمانی کار نمی کند. در طول این مدت سعی کرده که درباره مرگ دخترش به طور مخفیانه تحقیق کند، اما همیشه به بن بست برخورد کرده است. بازی از جایی آغاز می شود که یکی از دوستان قدیمی سم که ویکتور (Victor) نام دارد، در مکانی نامعلوم درباره سم و کارهایی که انجام داده است، صحبت می کند. پس از به نمایش در آمدن آن، صحبت های بازی به سه روز قبل بر میگردد. زمانی که سم در جزیزه ای به نام Malta به دنبال سرنخ هایی از قاتل دخترش می گردد. او در یک تماس تلفنی متوجه می شود که Third Echelon از دور مراقب فعالیت های او بوده است. آنا گریمزدوتیر (Anna Grimsdottir) همکار قدیمی سم در Third Echelon تلفنی به سم می گوید که فردی قصد دارد او را بکشد. سم پس از آن گفتگو و پیدا کردن فرد مورد نظر می فهمد که شخصی به نام آندره کوبین (Andre Kobin) قاتل دختر او است و از اینجاست که سم به سراغ او می رود. سم با تلاش های بسیار موفق می شود که از کوبین اطلاعاتی به دست آورد، اما در لحظه آخر نیروهای Third Echelon او را دستگیر می کنند و... داستان بازی بسیار جالب و زیبا است و به گونه ای کاملا سینمایی روایت می شود. در طول بازی فلش بک های زیادی به نمایش در می آیند که گذشته سم را به تصویر می کشند. در اینجاست که قدرت نویسندگی تام کلنسی (Tom Clancy) در خلق داستان های نظامی مشخص می شود. کلنسی با استفاده از داستان نسخه های گذشته و نمایش دادن قسمت های مهم آن در لحظات خاص بازی عمق زیادی به بازی بخشیده است و ارتباط این نسخه را با نسخه های قبلی بیشتر کرده است. کلنسی با استفاده از تجربه نظامی خود سعی کرده است که داستان این نسخه را بسیار درگیر کننده و زیبا خلق کند. داستان بازی کاملا غیر قابل پیش بینی است و صحنه هایی در طول بازی به نمایش در می آیند که حتی فکرش را هم نمی کنید.
 
گرافیک: زیبایی در نهایت مخفی کاری

بازی همانند نسخه گذشته با استفاده از موتور بازی سازی Unreal ساخته شده است. البته تیم سازنده با تغییرات زیادی که در موتور بازی سازی ایجاد کرده اند، آن را با نام Lead هم معرفی کرده اند. گرافیک بازی در سطح بسیار خوبی قرار دارد، اما نمی توان آن را بسیار شگفت انگیز و عالی نام برد. طراحی شخصیت های بازی به خصوص سم فیشر بسیار عالی صورت گرفته است. در حالی که شخصیت های فرعی که بیشتر شامل دشمنان و یا مردم عادی می شوند کاملا معمولی طراحی شده اند. محیط بازی هم در سطح نسبتا خوبی طراحی شده است. بازی از محیط های باز مانند شهر بازی، شهرها و یا محیط های بسته مانند سازمان های خاص تشکیل شده است. تمام این محیط ها از جزئیات تقریبا خوبی بهره می برند و کم کاستی های اندکی در آن ها دیده می شوند. نورپردازی یکی از بخش های بسیار خوب این بازی است. اکثر منابع نوری که در بازی به کار رفته اند، داینامیک هستند و با تیراندازی به سمت آن ها می توانید آن ها را از بین ببرید. جلوه های ویژه هم در بازی بسیار خوب از کار در آمده اند. انفجارهای عظیم که تخریب پذیری  محیط را بسیار خوب نشان می دهند، به بازی زیبایی خاصی بخشیده اند. البته فیزیک در این بازی در سطح خوبی قرار دارد و در مقایسه با نسخه های قبلی این سری از بازی ها بسیار عالی است. اکثر اشیائی که در محیط بازی دیده می شوند، قابل تخریب هستند و یا در برخورد با شما تکان می خورند. البته لازم به ذکر است که ایرادهای اجرایی مانند برش های صفحه (Screen Tearing) و Texture Loading هم در طول بازی دیده می شوند که لطمه چندانی به بازی وارد نمی کنند. اما انتظار داشتیم که این مشکل را هم در بازی نبینیم. درکل شاید نتوان گرافیک بازی را در سطح عالی نام برد، اما کمبود خاصی هم در آن در دیده نمی شود. تمام عناصری که برای زیبا به نظر رسیدن بازی لازم هستند، در این عنوان دیده می شوند.
 
موسیقی/صداگذاری: سکوت در اوج هرج و مرج

صداگذاری را هم می توان یکی دیگر از قسمت های خوب بازی دانست. همان طور که گفته شد، بازی در مکان های مختلفی در جریان است. در محیط های عمومی که مردم در آن ها حضور دارند، دیالوگ های بسیار جالبی را می توان شنید. صحبت های روزمره جالبی که مردم با یکدیگر می کنند، بسیار جالب و شنیدنی هستند. از طرف دیگر هم دشمنان شما در طول بازی دیالوگ های بسیار خوبی را بیان می کنند. حتی در آن قسمت کوتاه از بازی که در عراق دنبال می شود، شاهد آن هستیم که سربازان به خوبی عربی صحبت می کنند. تنوع دیالوگ ها در آن قسمت هم به خوبی قابل تشخیص است و این نکته به خوبی نشانگر توجه تیم سازنده روی این مسئله است. صدای جلوه های ویژه به کار رفته در طول بازی هم بسیار خوب است. اما درکنار این مسائل صداگذاری ای که مایکل آیرونساید (Michael Ironside) روی شخصیت سم فیشر انجام داده است، بسیار عالی است. تعداد بسیار زیادی دیالوگ برای حالت های مختلف برای سم در بازی قرار گرفته شده اند. دیالوگ هایی مانند I see death over your furtur (مرگ را در آینده تو می بینم)، Face meet the Wall...Wall this is face (صورت با دیوار آشنا شو... دیوار این صورته) I think plastic surgery will fix it (فکر کنم جراحی پلاستیک درستش کنه) از جمله گفته هایی هستند که سم در شرایط مختلف آن ها را بیان می کند. در کل مایکل آیرونساید مثل همیشه در این بازی بسیار عالی هنرنمایی کرده است و تمام دیالوگ ها را با حس عالی بیان کرده است. موسیقی متن بازی هم به صورت ارکسترال ضبط شده است. موسیقی این بازی همچون نسخه های گذشته توسط کاوه کاون (Kaveh Coven) و مایکل نیلسن (Michael Nielsen) ساخته شده است.
 
گیم پلی: قدرت تاریکی

یکی از مهم ترین قسمت هایی که در این شماره دست خوش تغییرات شده است، قسمت گیم پلی بازی است. سری بازی های Splinter Cell از آن دسته از عناوینی هستند که در آن ها مخفی کاری حرف اول را می زند. نسخه جدید هم کاملا بر همین اصل تمرکز دارد، اما با این تفاوت که سازندگان تغییراتی را در بازی ایجاد کرده اند که بخش اکشن بازی جذاب تر از گذشته به نظر برسد. از جمله تغییراتی که در بخش گیم پلی بازی صورت گرفته است، اضافه شدن قابلیتی به نام Mark and Execute است. بازیکن با استفاده از این قابلیت می تواند حداکثر 3 نفر از افراد دشمن را علامت گذاری کند و در لحظه مناسب با زدن دکمه مناسب آن ها را از بین ببرد. شاید به نظر برخی از بازیکنان، این قابلیت بازی را بسیار آسان کرده باشد، اما در واقع چنین چیزی نیست. محدودیت استفاده از این قابلیت باعث می شود که بازیکن در لحظه های بخصوص از آن استفاده کند. در کنار این مسئله سم حرکات رزمی بسیار جالبی را روی دشمنان اجرا می کند و می تواند به راحتی دشمنان را از پا در بیاورد. همانند گذشته در طول بازی باید اصول مخفی کاری را پیاده کنید. چرا که به هیچ عنوان نمی توان بازی را فقط به صورت اکشن پیش برد. در طول بازی باید حتما از کاورهای مختلف استفاده کنید. البته لازم به ذکر است که سیستم کاور گیری بازی اصلا با بازی مانند Gears of War قابل مقایسه نیست. سیستم کاور گیری در این بازی بسیار عالی صورت می گیرد. شما می توانید کاورهای مختلف را برای خود انتخاب کنید و به سمت آن ها حرکت کنید. می توانید از روی آن ها بپرید و یا در پشت آن ها پنهان شوید. پنهان بودن در بازی و اینکه دیده نشوید، نقش بسیار مهمی را در طول بازی ایفا می کند. برای اینکه در طول بازی بفهمید که به طور کامل مخفی هستید و دیده نمی شوید، رنگ محیط تغییر می کند. زمانی که شما در تاریکی قرار دارید، فضای بازی به صورت سیاه و سفید نمایش داده می شود و این نشان دهنده این است که شما در دید دشمن قرار ندارید. اما اگر دشمن شما را ببیند و یا در محیط ها روشن حرکت کنید محیط بازی کاملا رنگی می شود. اما این امکان هم در بازی قرار دارد که شما محیط را برای خود تاریک کنید. تاریکی عنصری است که قدرت شما را چند برابر می کند. در یکی از صحنه های ابتدایی بازی سم به دختر کوچک خود سارا در مورد تاریکی می گوید: "زمانی که تو در تاریکی قرار داری، هیولاها نمی توانند تو را ببینند و این چیزی است که تو می توانی در تاریکی از آن استفاده کنی. زمانی که کسی تو را نمی بیند قدرت تو بیشتر می شود. پس نباید از تاریکی بترسی". از دیگر قسمت هایی که گیم پلی بازی را جذاب کرده است، سرعت سم در طول بازی است. او می تواند به روش های مختلف دشمنان را از پا در آورد، خود را لحظه ای نشان دهد و سپس ناپدید شود و دشمن را دور بزند و از پشت او را نابود کند. نظر سازندگان درباره سم این بود که بازیکن با کنترل سم احساس کند که او مانند یک ببر سریع و چابک است، نه مانند یک لاکپشت کند و آرام. این مسئله به خوبی در طول بازی دیده می شود. همچنین به گفته تیم سازنده، آن ها برای شکل دادن شخصیت سم فیشر در این نسخه از سه JB معروف که عبارتند از جک بائر (Jack Bauer) در سریال 24، جیمز باند (James Bond) در فیلم های 007 و جیسون بورن (Jason Bourne) الهام گرفته اند. البته خصوصیت های جک بائر به خوبی در سم فیشر دیده می شود، به خصوص قسمت هایی که سم از حرکات رزمی استفاده می کند و یا قسمت هایی که از دشمنان اعتراف می گیرد. هوش مصنوعی به کار رفته در بازی بسیار خوب است. با کوچکترین اشتباه موقعیت شما لو می رود و یا در درگیری های شدید به راحتی کشته می شوید. زمانی که دشمنان شما را در نقطه ای می بینند، به سرعت آن محل را بررسی می کنند. از این رو اصلا پیشنهاد نمی شود که بازی را به صورت اکشن پیش ببرید. هوش مصنوعی بازی به قدری قوی است که دشمنان می توانند در عرض چند ثانیه شما را از پا در بیاورند. کارگردان بازی آقای ماکسیم بلند (Maxime Béland) صحنه های سینمایی بسیار زیبایی را در بازی قرار داده است که زیبایی بازی را دوچندان کرده است. به طور مثال می توان به نمایش برخی از خاطرات گذشته در صحنه های حساس بازی روی دیوار اشاره کرد. حرکات دوربین در به نمایش در آوردن صحنه های اکشن و حساس بسیار زیبا است و هیجان بسیار خاصی را به بازی بخشیده است. یکی از خوبی های بازی این است بازی یک تم Sandbox دارد. یعنی بازیکن برای به پایان رساندن مراحل بازی، می تواند با روش ها و راه های مختلفی بازی را پیش ببرد. در این شماره، بخش Co-Op هم در بازی قرار گرفته است. خوبی این بخش این است که بازیکن در یک داستان جدید قرار می گیرد که وقایع قبل از بخش تک نفره بازی را روایت می کند. در این بخش بازیکنان در نقش 2 مامور بسیار حرفه ای قرار می گیرند. یکی از آن ها که آرچر (Archer) نام دارد، مامور Third Echelon است و دیگری هم کسترل (Kestrel) نام دارد که یک مامور روسی است. در این قسمت بازیکنان باید اوج همکاری را با یکدیگر داشته باشند. چرا که یا با هم زنده هستید یا تنهایی می میرید. همکاری تیمی در این قسمت، از بازی هایی نظیر Army of Two هم که کلا بر این مبنا ساخته شده اند، هم بهتر است. این شخصیت ها در کل فرم سم فیشر را در طول بازی دارند و اگر شما کنترل سم را به خوبی یاد گرفته اید، حتما می توانید این قسمت را هم به خوبی بازی کنید. اکثر مراحل این بخش شامل قسمت هایی می شوند که شما در طول بازی تک نفره آن ها را دیده اید. به علاوه دو قسمت جدید کاملا اختصاصی هم برای این قسمت در نظر گرفته شده است. بخش داستانی بازی بیش از 8-7 ساعت روی درجه سختی متوسط زمان شما را به خود اختصاص می دهد و بخش Co-Op و چند نفره بازی هم نزدیک به همین مقدار از شما زمان می گیرد.
 
نتیجه گیری

بازی Splinter Cell: Conviction را می توان یکی از نسخه های بسیار خوب سری بازی های Splinter Cell دانست. تغییرات بسیار خوبی که در بخش گیم پلی بازی صورت گرفته است، هیجان بازی را چند برابر کرده است. جلوه های سینمایی و کارگردانی خوب، این عنوان را بیشتر به یک فیلم سینمایی تبدیل کرده است. Splinter Cell: Conviction قطعا آن چیزی بود که ارزش این صبر و انتظار را داشت. این بازی برای Xbox 360 و PC عرضه شده است.

بازي alan wake

بازی alan wake
 
 
 
مقدمه


اکشن دلهره آور روانشناسی؟ بله! درست شنیدید. همانند بسیاری از عرصه های دیگر که در بازی های رایانه ای، جایی برای خود بازکرده اند، روانشناسی نیز توسط این صنعت محبوب توانسته به نمایش مخاطبین در آید. البته قبل ازAlan Wake بسیار بازی های دیگر بوده اند که ریشه هایی از روانشناسی را در خود پرورانده باشند ولی به طور قطع تا کنون هیچ کدام از آن ها به صورت خالصانه مضمونی روانی نداشته اند. Alan Wake با جو روانی خود میتواند در عمق تفکر بازیکن نفوذ کند و آن را تحت تاثیر قرار دهد. البته این تجربه ای است که خود بازیکن باید درکش کند و تفسیر ریشه روانی آلن ویک در هیچ مطلبی نمیگنجد یا بهتر بگویم، قابل توضیح نیست. سوال اصلی اینجاست که آیا وجود چنین عرصه ای در بازی های رایانه، درست است؟ آیا روانشناسی در این صنعت سرگرم کننده جایی دارد و حداقل در این بازی توانسته موفق ظاهر شود؟ پاسخ این سوالات را تنها با ساعاتی وقت گذراندن با الن ویک میتوان یافت و صد البته جواب همه یکسان نخواهد بود و این بر میگردد به همان وجود ریشه های روانشناسی و برداشت هر منتقد و بازیکنی از بازی. امیدوارم در این نقد و بررسی توانسته باشم مطلبی را در اختیارتان قرار دهم که در آخر خودتان بتوانید در مورد الن ویک تصمیم بگیرید. هر چند بسیار کار دشواری به نظر میرسد... .


داستان


الن ویک، شخصیت اصلی بازی، یک قهرمان یا یک پلیس کار کشته نیست. وی یک نویسنده بسیار مشهور است که تعطیلاتش در Bright Falls به سرعت جلوه دیگری پیدا میکند. وی دو سال است که چیزی ننوشته و به همین دلیل، همسرش Alive Wake او را به دهکده کوچکی می آورد که بتواند از این راه الن را درمان و قدرت خلاقیت وی را دوباره زنده کند. آنان به کلبه کوچکی در همان دهکده میروند ( که البته کلبه مد نظرشان آن نبوده ) هنگامی که الن میبیند همسرش دستگاه تایپ را نیز همراه خود آوده و از وی میخواهد بنویسد، عصبانی میشود و از کلبه بیرون میزند تا کمی با خودش خلوت کند. ولی ناگهان صدای فریاد های الیس را میشنود و به سرعت به طرف کلبه روانه میشود. او پس از مشاهده اینکه الیس در حال غرق شدن است، خود را به درون آب میندازد و پس از چند ثانیه، خود را در یک اتومبیل که تصادف کرده است، مشاهده میکند! از همین جا تلاش الن برای یافتن همسرش و همچنین پیدا کردن دلیل این وقایع عجیب، شروع میشود. وی در این راه نوشته هایی از آخرین کتاب خود بدست می آورد ولی خودش به یاد نمی آورد که این کتاب را نوشته! عجیب تر این است که هر بلایی سر شخصیت اصلی کتاب ( که خود الن میباشد! ) می آید، وی نیز درگیرش میشود.
در یک نگاه کلی، شاید داستان کمی ساده و ابتدایی به نظر برسد، ولی طرز پرداخت و روایت، آن را به یکی از بهترین داستان ها در بازی های رایانه ای تبدیل میکند. دنیای الن پر است از تاریکی و وحشت، پر از پرسش های بی پاسخ و همچنین پر از وقایع مهیج. البته تمامی این مؤلفه ها، در بازی بالانس شده اند و پیش خودتان فکر نکنید با یک داستان نا متوازن طرف هستید. سم لیک بار دیگر توانست قدرت و توانایی خودش را در عرصه نویسندگی، با الن ویک نشان دهد. الن ویک ار آن دسته بازی هایی است که بازیکن حتی با کاراکتر های جانبی اش هم ارتباط خاصی برقرار میکند. شخصیت الن که جای خود دارد و یقین داشته باشید پس از تمام کردن بازی، طرفدار درجه یکش خواهید شد! از همان اوایل بازی، همسر الیس با آن رفتار محبت آمیزش، جای خود را در دل بازیکن باز میکند. شخصیت های دیگر نظیر Barry و همچنین برداران اندرسون نیز از کاراکتر های دوست داشتنی هستند.
برخی افراد پایان بازی را بد توصیف کرده اند و میگویند اصلا نمیشود توضیح درستی در باره اش داد! ولی بهتر است بدانید الن ویک، یک عنوان روانشناختی است؛ بدین معنا که از جای جای آن میتوان برداشت های متفاوتی انجام داد. عناصر روانشناختی حتی در پایان بازی هم دیده میشوند و این مورد مهر تأییدی است بر حرفی که در مقدمه زدم، این که هیچ بازی تا الان به اندازه AW مضمونی کاملا روانی نداشته. الن ویک حتی تا دقایق پایانی نیز بازیکن را غرق در دنیای خودش میکند.





گیم پلی


در مورد گیم پلی بازی برای اینکه بخواهم ابتدایی و ساده ترین تعریف را کرده باشم، بهتر است از عبارت جنگ تاریکی و روشنایی استفاده کنم. این عنوانی است که همه Alan Wake را با آن میشناسند. در بازی، الن با هیچ موجودی مبارزه نمیکند بلکه تنها و تأکید میکنم تنها دشمن وی تاریکی است! تاریکی توانایی دارد دیگر موجودات -اشیاء- را مسخ کرده و از آنان بر علیه الن استفاده کند. پس همانطور که گفتم در طول بازی هیچ کسی با الن ( غیر از تاریکی ) دشمن نیست.برای از بین بردن مسخ شده ها باید ابتدا با استفاده از نور، تاریکی که آنان را کنترل میکند از میان برداشت و سپس جسم دشمنان نگون بخت را نابود ساخت. به همین دلیل است که الن در طول بازی دو سلاح مهم برای این کار یعنی چراغ قوه و تفنگ را در اختیار دارد. شاید فکر کنید این نوع مبارزه تنها در ابتدا سرگرم کننده است ولی به جرأت میتوانم بگویم تا آخرین دقایق بازی از این اکشن نو آورانه لدت بردم و کوچکترین احساس خستگی به من دست نداد.
دوربین با حرکات الن نهایت سازگاری را نشان میدهد و به طور پیوسته از سمت چپ وی به سمت راستش تغییر مکان میدهد که البته بازیکن نیز با فشردن آنالوگ سمت راست میتواند محل آن را تغییر دهد. کنترل الن و استفاده از تجهیزات وی نیز کار زیاد مشکلی نیست و باعث گیج شدن بازیکن نمیشود و حد اکثر مدت آشنا شدن با آن، 20 دقیقه است. البته این پایان ماجرا نیست! کنترل اتومبیل نکته ای است که واقعا مرا به تعجب واداشت! واقعا این نوع کنترل برازنده بازی است که 6 سال زحمت برایش کشیده شده؟ بهتر است هر چه سریع تر قسمت های مربوط به رانندگی را رد کنید تا اعصابتان بیش از حد خرد نشود!
خوب! همانطور که بالاتر ذکر کردم، دشمن شما تاریکی است. پس حتما خودتان میدانید با چه چیز باید مقابل آن بایستید. چراغ قوه و هر شئ دیگری که نور تولید میکند میتواند شمارا از شر تاریکی ها خلاص کند. ولی میتوان گفت اصلی ترین منبع نور در طول بازی، تیر های چراغ برق هستند که که نا خود آگاه بازیکن با دیدن آن ها احساس خوشحالی و صد البته امنیت میکند. این امنیتی که میگویم را به هیچ وجه نمیتوانید قبل از انجام بازی درک کنید. ایستادن در زیر نور نه تنها الن را از هر گونه تبر! و هر چیز دیگری خلاص میکند، بلکه Checkpoint های بازی نیز در آنجا رخ میدهند. نا گفته نماند که خط سلامتی نیز بوسیله آن ها پر میشود. تعدادی از این تیر های چراغ برق به صورت پیش فرض روشن نیستند و باید بوسیله ترانزیستور های کنارشان روشن شوند. شاید بگویید این که کاری ندارد! ولی به نظرتان انجام یک مینی گیم 7-8 ثانیه ای میان حملات دشمنان از فواصل دور و نزدیک کار راحتی است؟ انصافا این موارد نو آوری های بزرگی محسوب میشوند و از ارزش آن ها نباید به این سادگی ها گذشت.
به غیر از اچیومنت ها که واقعا عالی و متناسب با روند بازی طراحی شده اند، کارهای متفرقه دیگری نیز برای انجام دادن وجود دارد. کار هایی اعم از جمع کردن فلاسک های قهوه، متن هایی که الن به دست خود نوشته ولی آن هارا به یاد نمی آورد، دیدن سریال تلویزیونی ) Night Springs که پیشنهاد میکنم حتما آن را دنبال کنید ) و همچنین گوش کردن به ایستگاه رادیویی. این موارد همگی ارزش تکرار بازی را بیشتر میکنند و مطمئن باشید 70 درصد از شما الن ویک را برای بار دوم تا آخر خواهید رفت زیرا این بازی، عنوانی نیست که با یک بار تمام کردن آن سر از تمامی رمز و راز های مخفیش بتوانید در آورید.
تعداد اسلحه های الن بسیار کم است ولی خوش بختانه این سلاح ها کار آمد هستند.یعنی سازندگان کیفیت را به کمیت ترجیح داده اند. به غیر از اسلحه منور انداز ( Flare Gun ) چهار سلاح دیگر را میتوان در بازی استفاده کرد که به شخصه Revolver را به همه آنان ترجیح میدهم. هنگام خشاب عوض کردن نیز هر چه بازیکن تند تر X را بفشارد، الن سریع تر گلوله ها را درون اسلحه میگذارد ( و این نشان میدهد چه قدر سازندگان در هنگام مبارزات خواستار تحرک بیشتر بازیکن بوده اند ). برای تیر اندازی هیچ گونه نشانه ای وجود ندارد و تنها بوسیله نور چراغ قوه میتوانید دشمنان مورد اصابت گلوله قرار دهید. سلاح های جانبی شامل منور و Flashbang میشوند. با پرتاب یک Flashbang تقریبا تمامی دشمنان دور و اطراف از بین میروند و منور نیز به درد مواقعی میخورد که بوسیله چند دشمن محاصره شده باشید و یا جانتان به پایین ترین حد خود رسیده باشد.
همانطور که خودتان میدانید، بازی در ابتدا قرار بود حالتی Sandbox داشته باشد. حتما این را هم میدانید که در یک بازه زمانی نسبتا طولانی در ساخت یک بازی، امکان دارد خیلی از عناصر حذف و یا تغییر داده شوند. Alan Wake نیز متاسفانه و یا شاید هم خوشبختانه در این 6 سال دستخوش تغییرات زیادی شد که یکی از آن ها " تغییر المان های " Sandbox بود. بدین معنا که عناصر و نشانه های بازی های Open World را میتوان تا حدودی در بازی یافت ولی در اصل AW یک بازی کاملا خطی است. شاید اگر از این عبارت استفاده کنم بیشتر متوجه سبک و سیاق بازی شوید : گیم پلی خطی، همراه با المان های .Sandbox در کل اگر دنبال رد پای GTA و امثال آن در بازی میگردید، بهتر است کلا دور آن را خط بکشید.

 

 
گرافیک


گرافیک الن ویک در ابتدا شمارا شیفته خود میکند. مهمترین مؤلفه گرافیکی در ) AW یا شاید هم در کل بازی ! ) نورپردازی فوق العاده آن است. نور تیر های چراغ برق، جلوه زیبایی به شب های الن ویک بخشیده اند. به جرأت میتوانم بگویم نور چراق قوه الن از هر بازی که در آن چراغ قوه به کار رفته باشد، طبیعی تر است. فقط به سایه های پشت اجسام که در اثر تابش نور چراق قوه ایجاد میشود و همچنین به تغییرات آن از قبیل کوچک و بزرگ شدن و حرکات آن به طرفین و بالا و پایین دقت کنید تا متوجه شوید چه میگویم! افکت مه در جنگل ها زیاد خوب کار نشده ولی بر عکس تاریکی های مه مانند، به زیبایی هر چه تمام تر در جنگل ها جلوه میکنند. Lens Flare بیشتر در دمو ها قابل توجه است و در خود بازی کمی مصنوعی به نظر میرسد. سازندگان به خوبی توانسته اند جو ترسناک و همچنین روانی را در جای جای بازی به بهترین نحو نمایش دهند.
رنگ بندی محیط و اجسام و تطابق آنان با یکدیگر بیشتر و بیشتر جو روانی را بر بازی حاکم میکند و به شخصه اعتقاد دارم در این عرصه AW هم رده بزرگانی همچون Heavy Rain قرار میگیرد. جزئیات آبجکت ها به شدت بالاست، این مسئله را وقتی متوجه میشوید که به دقت و از نزدیک ترین نقطه به اجسام جانبی هر محیط دقت کنید. با وجود جزئیات بالای اجسام، متاسفانه آنان اصلا در برخورد با گلوله ها واکنش نشان نمیدهند که این مسئله به شدت برای من به یک علامت سوال تبدیل شده که چرا در چنین بازی بزرگی ( مخصوصا از لحاظ گرافیکی ) باید این چنین مشکل بزرگی وجود داشته باشد.
انیمیشن دویدن الن خوب و قابل قبول است ولی هنگام پرش است که به زمین و زمان لعنت میفرسیتید! گاهی برای پرش از روی جسمی باید 3-4 بار تلاش کنید تا نتیجه بگیرید! همین مسئله بار ها باعث باخت من شد. انیمیشن صورت الن و تمامی کاراکتر های موجود در بازی به طرز فجیعی بد طراحی شده و گاها باعث خنده بازیکن میشوند. واقعا چرا انیمیشن صورت که دیگر در اکثر بازی ها به خوبی انجام میشود و فقط بازی های کوچک و به درد نخور در این امر ضعف نشان میدهند، در الن ویک باید اینگونه باشد؟ البته خوشبختانه سازندگان خودشان اشتباهشان را قبول دارند و قول داده اند با عرضه اولین DLC این مشکل حل شود. طراحی منوی اصلی بسیار زیبا و در عین حال دل نشین است. نکته جالب نیز این است که تصویر پیش زمینه آن متغیر است و هر بار محلی از Bright Falls به نمایش در می آید.
الن ویک به طور قطع از لحاظ گرافیک در زمره یکی از بهترین بازی های X360 و یا نه، تاریخ گیم قرار دارد و مطمئن باشید از این لحاظ جوایز زیادی را نسیب خود خواهد کرد.




موسیقی و صداگذاری


همگی مکس پین را با آن صداگذاری فوق العاده و صد البته موسیقی دلنوازش میشناسیم. رمدی با عرضه چنین بازی، توقعات را از الن ویک بالا برد و خوش بختانه توانست تمامی آنان را بر آورده کند. صداگذاری بازی کم از شاهکار ندارد Matthew Porretta .با صدای زیبا و رسایش، کاراکتر الن ویک را در حد مکس پین به بازیکنان نزدیک میکند. صداپیشگی شخصیت الن بارها و بارها شمارا یاد مکس پین خواهد انداخت. صداپیشگی دیگر کاراکتر ها نیز مانند الن ویک توسط افراد شناخته شده صورت گرفته. رد پای صداپیشگان مکس پین در این عنوان نیز به چشم میخورد؛ Fred Bermanکه صداپیشگی وینی گاگنیتی ( Vinnie Gognitti ) را در مکس پین بر عهده داشت، در الن ویک نقش Barry Wheeler، بهترین دوست آلن را بازی میکند. نام نوید خوانساری که در MP و MP2 نیز حضور داشت، در لیست دوبلران AW به چشم میخورد. این را هم اضافه کنم که وی درآوردن صدای یکی از مسخ شده هارا بر عهده دارد! بسیاری دیگر از صداپیشگان از بازی قبلی رمدی در این عنوان حضور دارند ولی نام بردن تک تک آنان از حوصله این مقاله خارج است. در ضمن این را بگویم که صدای خود مکس پین را در بازی خواهید شنید ولی به دلیل اینکه میخواهم خودتان با شنیدن آن سورپرایز شوید، نمیخواهم مطلبی در این مورد را اسپویل کنم. طراحی دیالوگ های جانبی برای افراد به طرز موشکافانه ای صورت گرفته و این استعداد نویسندگان دهان بازیکنان را در طول بازی، بار ها باز خواهد گذاشت! متاسفانه Lip Syns اصلا در حد و اندازه های یک بازی سال 2010 نیست. در این زمان که وجود این مزیت در بازی ها اصلا نکته مثبت محسوب نمیشود و امری عادی است، مایه تعجب است که چرا در الن ویک عبارات گفته شده با حرکات لب و دهان هماهنگی ندارند! نکته ای در مورد صداگذاری را نیز باید خدمتتان عارض شوم و آن هم این است که صدای درهای قفل شده، هنگام بر خورد الن با آنان، همان صدایی است که در مکس پین شنیده بودیم. برای بار اول که این صدا بشنوید، بسیاری از خاطراتتان با مکس دوباره زنده خواهند شد.
ندادن نمره کامل به موسیقی AW انصافا کاری نا جوانمردانه است! بازی پر شده از موسیقی های لایسنس شده که به شدت با جو بازی همخوانی دارند. فکر کنم همگان Poets of the Fall را با نام مکس پین میشناسند، گروهی که در آن عنوان با آهنگ Late Goodbye خوش درخشید. PotF در الن ویک نیز با سرودن 3 آهنگ ) که یکی از آن ها رابطه مستقیمی با گیم پلی بازی دارد! ) توانست بدرخشد و انصافا همان حال و هوای مکس پین را با آهنگ War زنده کرد Old Gods of Asgard .نام گروهی تخیلی است که در بازی حضور دارد و دو آهنگ دیگر PotF تحت عنوان The Children of Elder God و The Poet and the Muse به نام آنان ثبت شده است ( که دلیلش را خودتان با انجام بازی متوجه خواهید شد ). موسیقی درون بازی نیز در حالت عادی آرام است ولی با حمله دشمنان ( تاریکی! ) تمی سریع و هیجانی به خود میگیرد و اعصاب و روان بازیکن را دگرگون میکند! در کل موسیقی و صداگذاری الن ویک، یکی از پایه های آن تلقی میشود و از شاهکار مکس پین، چیزی کم ندارد.





بازي call of duty5

“Call Of Duty 5 – ندای وظیفه


يکبار دیگر پس از گذشت یکسال از عرضه بازی بی نظیر و زیبای Call of Duty , نسخه جدید آن برای PC زیباتر از تمامی نسخه های پیشین عرضه شد ! این بار برخلاف نسخه چهارم که داستانش درباره جنگهای مدرن بود، دوباره داستان دوست داشتنی و پرطرفدار و مهیج جنگ جهانی دوم را از سر گرفته و بر روی آخرین نبرد های جنگ جهانی دوم تمرکز دارد !

سری بازی های پرطرفدار Call of Duty سال ۲۰۰۳ در لیست بازی های بسیار پرطرفدار سالیانه قرار گرفت و توانست رقیب قدرتمند این ژانر یعنی سری بازی های پرطرفدار Medal of Honor کمپانی EA Games را کنار بزند و خود به تنهایی عنوان زیباترین سری بازی های ژانر اول شخص و جنگ جهانی دوم را در دست گیرد !

بازی با گرافیکی فوق العاده بالا، هوش مصنوعی بسیار پیشرفته دشمنان، داستان حماسی و بسیار مهیج و درگیرانه، جلوه های ویژه سینمایی و بسیار با کیفیت، ، تاکتیک های جنگی جدید، و بهره گیری از سلاح های قدرتمند و حقیقی جنگ جهانی که در این نسخه بسیار زیبا و توانا و همانند سلاح واقعی طراحی شده اند به بهترین نحو ممکن عمل می کنند که همگی این ویژگی های توانسته Call of Duty 5 World at War را به زیباترین بازی اکشن اول شخص سال ۲۰۰۸ و یکی از بی نظیر ترین بازی های اکشن اول شخص تاریخ بازی های رایانه ای مبدل سازد !


بازي كرايسيس 2

نقد و بررسی بازی  crysis 2  كرايسيس 2

استوديو Crytek (كرايتك) به نظر من از بهترين استوديوهاي بازي سازي است كه در طول اين چند سال توانست حد و مرزهاي رقابت ميان بازي‌ها را گسترش دهد. اين موضوع را از همان اولين بازي منتشر شده از طرف اين استوديو، يعنيFar Cry مي‌شد حدس زد. بازي كه ويژگي‌هايي فراتر از بازي‌هاي منتشر شده توسط شركت‌هاي باسابقه ديگر داشت و از فضاي بازي بسيار نادر خود كه بيشتر بر جنگل‌هاي انبوه مانور داده بود تا گيم پلي و داستان هيجانبخش آن، همه و همه خبر از آينده موفق اين استوديوي هوشمند مي‌داد.

نقد و بررسی بازی  crysis 2  كرايسيس 2

3 سال بعد از انتشار فار كراي (Far Cry) يعني سال 2007 زماني فرارسيد كه Crytek ديگر يك شركت تازه كار به حساب نمي‌آمد، بلكه به الگويي براي استوديوهاي بزرگ‌تر تبديل شده بود و همه اينها يك دليل داشت، آن هم بازي كرايسيس. شايد اصلي‌ترين ويژگي بازي كرايسيس كه آن را تبديل به يك الگو براي ديگر بازي‌ها مي‌كرد اين بود كه هيچ چيز در اين بازي ثابت نبود و تمام ويژگي‌هايي كه در يك بازي مي‌تواند وجود داشته باشد دوباره طراحي شده بود.

نقد و بررسی بازی  crysis 2  كرايسيس 2

تفاوت 180 درجه‌اي كرايسيس با ديگر بازي‌ها اين بود كه گيم پلي و فضاي بازي فوق‌العاده آن باعث شده بود كه ديگر كسي چندان به داستان بازي اهميت ندهد و سازندگان بازي هم بخوبي اين را درك كرده بودند، البته داستان بازي هيچ‌گونه كم و كسري نداشت فقط در مقابل بازي به اين بزرگي نقش كوچكي را ايفا مي‌كرد. داستان بازي از اينجا شروع مي‌شود كه سال 2020 شهاب‌سنگي در كشور كره شمالي كه در آن زمان ديگر به ابرقدرتي تبديل شده است سقوط مي‌كند. اين كشور و همچنين آمريكا در حين بررسي اين شهاب‌سنگ وارد درگيري مي‌شوند (كه در ابتداي بازي مي‌بينيد كه دشمنان اوليه شما نيرو‌هاي كره شمالي هستند)، اما اين پايان ماجرا نيست در حين مبارزه بين اين دو كشور نيرو‌هاي فضايي (بيگانگان) از اين شهاب‌سنگ كه حالا معلوم شده كه يك سفينه فضايي بوده است خارج مي‌شوند. حال ديگر جنگ اين دو كشور پايان مي‌يابد و موقع اتحاد شما و كره شمالي در مقابل فضايي‌هاست.

داستان بازي كرايسيس 2 نيز ادامه‌دهنده داستان نسخه قبل بازي است، شايد بجز داستان تمام اجزاي ديگر بازي در نسخه دوم تغيير كرده‌اند. اولين تغيير مربوط به عوض شدن فضاي بازي از جنگل‌هاي انبوه و زيباي كرايسيس به شهر نيويورك است. شهري كه پر از آسمانخراش‌هاي زيباست كه حالا ديگر به لطف فضايي‌ها همه آنها به خرابه‌هايي تبديل شده‌اند كه فقط براي پناهگيري ميان آنها مناسبند. به نظر سازندگان بازي، شهر نيويورك از بهترين مناطقي است كه مي‌توان بازي را در آنجا اجرا كرد و البته اين شهر نيز قابليت آن را دارد تا به صحنه نبرد اكشني تبديل شود كه در نسخه قبل كرايسيس شاهد آن بوديم، اما اين امر بستگي به گيم پلي خود شما دارد يعني شما وظيفه داريد كه صحنه‌هاي اكشن را بسازيد مثلا در نسخه قبل مي‌توانستيد در پشت درختان جنگل پناه بگيريد و تك‌تك دشمنان را نابود كنيد و همچنين مي‌توانستيد بي‌محابا به دل دشمن بزنيد و درگيري بزرگي ميان شما و دشمنان به وجود مي‌آمد، البته طبيعت هم در اين قضيه شما را كمك مي‌كند مثلا مي‌توانستيد قسمتي از درختان جنگل را آتش بزنيد كه اين امر هم در شهر نيويورك اما به شكل ديگر قطعا امكان‌پذير است.

نقد و بررسی بازی  crysis 2  كرايسيس 2

همان‌طور كه گفته شد هيچ چيز در بازي كرايسيس ثابت نيست اين موضوع براي لباس شما در بازي هم صدق مي‌كند.

 

Nanosuit نام لباسي است كه در كرايسيس به شما قدرت انجام كار‌هايي را مي‌داد كه بسيار در روند بازي به شما كمك مي‌كرد. نانوسوت، داراي چند حالت متفاوت با يكديگر بود مثلا حالت نامرئي شدن كه به شما اجازه مي‌داد براي مدت كوتاهي نامرئي شويد و از اين طريق دشمنان خود را نابود كنيد و همچنين حالت «سرعت زياد» كه براي زماني كه مي‌خواهيد از دست دشمنان فرار كنيد و همچنين حالت «افزايش جان» كه لباس شما را تبديل به يك جليقه ضد گلوله مي‌كرد و باعث مي‌شد تير‌هاي دشمنان اثر كمتري روي شما بگذارند. در كرايسيس 2 اين لباس به نانوسوت2 تغيير پيدا كرده است، لباسي كه قابليت‌هاي حرفه‌اي‌تر از نانوسوت به شما مي‌دهد، مثلا قابليت زوم روي دشمنان بهتر شده است. همچنين بعضي از قابليت‌هاي نانوسوت با هم تركيب شده‌اند و تبديل به يك حالت جديد در اين لباس شده‌اند.

 جدا از آن حالت‌هاي جديدي مانند Infiltration كه حالتي براي انجام حركات مخفيانه است نيز اضافه شده كه در اين حالت گام‌هاي شما نرم شده و صدايي از آنها شنيده نمي‌شود و همچنين قابليت نامرئي شدن نيز در اين حالت وجود خواهد داشت به 2 Nanosuit اضافه شده است.

دشمنان شما در كرايسيس 2 نيز تغييرات زيادي پيدا كرده‌اند مثلا ديگر كره شمالي به عنوان دشمن در بازي با شما مقابله نمي‌كند و همچنين فضايي‌هايي كه با ظاهري تغيير يافته به شكل انسان يا ظواهري بسيار ترسناك در بازي به سراغ شما مي‌آيند. ظاهرا سازندگان بازي، فضايي‌هاي نسخه قبل را كاملا از دور خارج كرده‌اند، البته توسعه‌دهندگان گفته‌اند كه مي‌توان لاشه بعضي از فضايي‌هاي كرايسيس را در ميان خرابه‌هاي شهر نيويورك هنوز مشاهده كرد.

نقد و بررسی بازی  crysis 2  كرايسيس 2

ظاهرا رقيبي ديگر در بازي براي شما وجود دارد، اما سازندگان اطلاعات بيشتري در مورد دشمن جديد شما منتشر نكرده‌اند. گيم پلي فوق‌العاده كرايسيس نياز به تغيير زيادي نداشته است. اما از دموي بازي اين جور برداشت مي‌شود كه Nomad(شخصيت در اختيار شما در كرايسيس crysis ) تنها انساني نيست كه اختيار آن را در دست داشته باشيد و ممكن است بتوانيد اختيار ديگر همراهان Nomad را در بازي در اختيار بگيريد.

گرافيك مهم‌ترين نقش را در به شهرت رساندن كرايسيس crysis  ايفا كرده بود. به گونه‌اي كه در حال حاضر پس از گذشت 4 سال از انتشار آن، هنوز بازي با قابليت‌هاي گرافيكي كه توانايي رقابت با كرايسيس را داشته باشد ساخته نشده است.

اميدواريم كه اين روند نيز در كرايسيس 2 اتفاق بيفتد، البته اين را در نظر داشته باشيد كه كرايسيس 2 قرار است علاوه بر پلتفورم ويندوز، روي

Xbox360 و PS3 نيز منتشر شود كه با توجه به قابليت‌هاي محدود اين دو كنسول نمي‌توان انتظار تكرار همان شاهكار گرافيكي كرايسيس را داشته باشيم.با توجه به اطلاعات بسيار محدودي كه از كرايسيس2 منتشر شده است بايد منتظر بمانيم تا مارس 2011 (حدود 2 ماه ديگر) كه زمان انتشار بازي است و از نزديك تغييرات ايجاد شده در بازي را تجربه كنيم.

 

منبع: www.jamejamonline.ir   www.gamespot.com

رمز بازی جی تی ای 4


abitdrieg هوای آفتابی


ahairdresserscar ترافيک کم


airship پرواز قایقها


alovelyday بهترين آب و هوا


apleasantday هوای خوب


aspirine سلامتی


betterthanwalking اتومبيل مخصوص گُلف


bigbang انفجار تمامی اتومبيل ها


booooooring تامی مست ميشود


cantseeathing هوای مه آلود


catsanddogs هوای طوفانی


certaindeath تامی سيگار بکشد


chasestat ؟؟؟


cheatshavebeencracked تبديل شدن به ريکاردو دياز


chickswithguns ؟؟؟


comeflywithme اتومبيل پرواز ميکند


deepfriedmarsbars تامی چاق ميشود


fannymagnet تشکيل باند خيابانی تامی


fightfightfight مردم با هم دعوا ميکنند


foxylittlething تبديل شدن به مرسدس


getthereamazinglyfast اتومبيل رالی ۱


gettherefast شورولت کامارو


gettherequickly اتومبيل رالی قديمی ۱


getthereveryfastindeed اتومبيل رالی ۲


greenlight تمامی چراغها سبز ميشوند


gripiseverything دست فرمان تامی بهتر ميشود


hopingirl مردم سوار وسيله شما ميشوند


icanttakeitanymore مردن


idonthavethemoneysonny تبديل شدن به سانی فورلّی


ilooklikehilary تبديل شدن به هيلاری کينگ


iwantitpaintedblack تمامی وسائط نقليه مشکی ميشوند


leavemealone ستارهای شما کم ميشوند


lifeispassingmeby زمان سريعتر ميگذرد


loadsoflittlethings تغيير اندازه چرخها


looklikelance تبديل شدن به لَنس وَنس


miamitraffic مردم خطرناک رانندگی ميکنند


mysonisalawyer تبديل شدن به کِن روزنبرگ


nobodylikesme مردم شما را کتک ميزنند


nuttertools سلاح های مدرن


onearmedbandit تبديل شدن به فيل کاسادی


onspeed بازی تند ميشود


ourgodgivenrighttobeararms مردم به مسلّح ميشوند


panzer تانک


preciousprotection جليقه ضد گلوله


professionaltools سلاح های حرفه ای


programmer تامی لاغر ميشود


rockandrollcar تبديل شدن به ليموزين


rockandrollman تبديل شدن به جِز تورنت


rubbishcar ؟؟؟


seaways اتومبيل ميتواند روی آب حرکت کند


stilllikedressingup تغيير شکل


thelastride ؟؟؟


thugstools سلاح های کلاسيک


travelinstyle اتومبيل رالی قديمی ۲


weloveourdick تبديل شدن به ديک


wheelsareallindeed از کلّ اتومبيل فقط چرخ ها نمايان باشد


youwonttakemealive ستاره های شما زياد ميشوند